تسلط بر شکاف‌های ارزش منصفانه (FVG): معامله بر اساس عدم

از معامله روی هر شکافی که می‌بینید دست بردارید. شناسایی جابه‌جایی‌های موسساتی، استفاده از قانون ۵۰٪ برای نسبت سود به ضرر بهتر و همسویی با ساختار HTF را بیاموزید.

FXNX

FXNX

writer

۱۴ بهمن ۱۴۰۴
10 دقیقه مطالعه
Mastering Fair Value Gaps: Trading High-Probability

آیا تا به حال متوجه شده‌اید که قیمت گاهی در یک ناحیه «تلپورت» می‌کند و حفره بزرگی در نمودار باقی می‌گذارد، اما بعداً با دقت جراحی به آن بازمی‌گردد و واکنش نشان می‌دهد؟ اکثر معامله‌گران این شکاف‌های ارزش منصفانه (FVGs) را صرفاً به عنوان آهنربا می‌بینند، اما معامله کورکورانه روی هر «خلاء» که مشاهده می‌کنید، راهی سریع برای نابودی حساب است.

راز کار در یافتن هر شکافی نیست؛ بلکه در شناسایی این است که کدام یک نشان‌دهنده جابه‌جایی واقعی موسساتی (displacement) هستند و کدام یک صرفاً نویز بازار محسوب می‌شوند. در این راهنما، ما فراتر از تعاریف اولیه می‌رویم تا به شما نشان دهیم چرا علامت ۵۰٪ یک شکاف اغلب مهم‌تر از لبه آن است و چگونه همسویی با تایم‌فریم‌های بالاتر می‌تواند یک معامله ۵۰/۵۰ را به یک موقعیت موسساتی با احتمال بالا تبدیل کند.

آناتومی یک عدم تعادل: شناسایی FVGهای واقعی

برای معامله یک FVG، ابتدا باید آن را همان‌گونه که هست ببینید: لحظه‌ای که بازار نتوانسته «ارزش منصفانه» را به هر دو گروه خریداران و فروشندگان ارائه دهد. در یک بازار سالم و متعادل، قیمت به شکلی کارآمد حرکت می‌کند، سایه‌ها (wicks) با هم همپوشانی دارند و سفارش‌ها در هر دو طرف پر می‌شوند. یک FVG دقیقاً برعکس این است.

توالی سه کندلی

یک FVG همیشه یک تشکل سه کندلی است. بیایید به یک مثال صعودی نگاه کنیم:
۱. کندل ۱: یک کندل استاندارد با یک سایه بالایی.
۲. کندل ۲: یک کندل بزرگ و تکانه‌ای (کندل جابه‌جایی) که با سرعت به سمت بالا حرکت می‌کند.
۳. کندل ۳: کندل بعدی با یک سایه پایینی.

این «شکاف» در فضای بین سقف کندل ۱ و کف کندل ۳ وجود دارد. اگر این دو سایه با هم تماس نداشته باشند یا همپوشانی نکنند، شما یک شکاف ارزش منصفانه دارید.

تجسم «خلاء» قیمتی

این شکاف را مانند یک خلاء تصور کنید. از آنجا که کندل ۲ بسیار سریع حرکت کرده است، تنها یک طرف بازار (خریداران) توانسته‌اند به طور قابل توجهی مشارکت کنند. فروشندگان جا مانده‌اند. این یک ناکارآمدی ایجاد می‌کند. بازار که به طور طبیعی یک ماشین کارآمد است، عموماً دوست دارد به این «خلاءها» بازگردد تا قیمت را به طرفی که فرصت را از دست داده، ارائه دهد.

ویژگی‌های FVG صعودی در مقابل نزولی

  • FVG صعودی: در طول یک حرکت رو به بالا یافت می‌شود. این شکاف بین سقف کندل اول و کف کندل سوم است و به عنوان یک ناحیه حمایت بالقوه عمل می‌کند.
A diagram of the 'Three-Candle Sequence' showing Candle 1, 2, and 3, with clear labels for the wicks and the resulting FVG 'void'.
To provide a clear, easy-to-understand visual definition of the FVG anatomy.
  • FVG نزولی: در طول یک حرکت رو به پایین یافت می‌شود. این شکاف بین کف کندل اول و سقف کندل سوم است و به عنوان یک ناحیه مقاومت بالقوه عمل می‌کند.

نکته حرفه‌ای: هر کندل بزرگی یک FVG ایجاد نمی‌کند. اگر سایه‌های کندل‌های دو طرف با هم همپوشانی داشته باشند، اکشن قیمت «متعادل» است و صرف‌نظر از اینکه کندل میانی چقدر بزرگ بوده، هیچ شکاف قابل معامله‌ای وجود ندارد.

مکانیسم‌های موسساتی: چرا FVGها واقعاً شکل می‌گیرند؟

اصلاً چرا بازار «تلپورت» می‌کند؟ همه چیز به the institutional edge برمی‌گردد. وقتی یک بانک مرکزی یا یک صندوق پوشش ریسک بزرگ تصمیم می‌گیرد موقعیتی را جابه‌جا کند، صرفاً روی دکمه «خرید» در یک اپلیکیشن خرد کلیک نمی‌کند. آن‌ها هزاران لات را جابه‌جا می‌کنند.

جابه‌جایی و جریان سفارشات سنگین

وقتی این سفارش‌های عظیم وارد دفتر سفارشات می‌شوند، اغلب نقدینگی موجود را تحت تأثیر قرار می‌دهند. اگر در یک قیمت خاص ۱۰,۰۰۰ سفارش خرید و تنها ۱,۰۰۰ سفارش فروش وجود داشته باشد، بازار باید به شدت به سمت بالا حرکت کند تا فروشندگان بیشتری پیدا کند. این حرکت تهاجمی همان چیزی است که ما displacement یا جابه‌جایی می‌نامیم. این ردپای «پول هوشمند» است.

پارادایم کارایی بازار

الگوریتم‌ها بازار مدرن فارکس را هدایت می‌کنند. این الگوریتم‌ها برای کارآمد نگه داشتن بازار طراحی شده‌اند. وقتی یک حرکت جابه‌جایی رخ می‌دهد، یک قیمت «غیرمنصفانه» به جا می‌گذارد. در نهایت، الگوریتم احتمالاً با بازگرداندن قیمت به آن شکاف برای پر کردن سفارش‌های مفقود شده قبل از ادامه روند اصلی، بازار را «بازتعادل» (rebalance) می‌کند.

شناسایی ردپای «پول هوشمند»

اگر در طول یک جلسه معاملاتی آرام آسیایی شکاف کوچکی دیدید، احتمالاً نویز است. اما اگر بلافاصله پس از باز شدن بازار لندن یا انتشار گزارش NFP یک FVG بزرگ شکل گرفت، این نشان‌دهنده قصد موسساتی است. شما به دنبال شکاف‌هایی هستید که ساختار بازار را می‌شکنند؛ این‌ها مواردی هستند که بیشترین اعتبار را دارند.

A split-screen chart showing a Daily timeframe trend on the left and a 15-minute FVG entry on the right, illustrating alignment.
To demonstrate the 'Quality over Quantity' framework and HTF confluence.

فیلتر کیفیت: تاییدیه HTF و اجتناب از تله‌ها

اینجاست که اکثر معامله‌گران سطح متوسط شکست می‌خورند: آن‌ها سعی می‌کنند هر FVG را در نمودار ۱ دقیقه‌ای یا ۵ دقیقه‌ای معامله کنند. این نسخه‌ای برای «مرگ با هزاران بریدگی» است. برای پیروزی، باید درک کنید که your trading edge از تایم‌فریم بالا (HTF) ناشی می‌شود.

چارچوب «کیفیت برتر از کمیت»

یک FVG در نمودار ۵ دقیقه‌ای تنها زمانی اهمیت دارد که قیمت را به سمت یک هدف روزانه یا ۴ ساعته سوق دهد. اگر روند روزانه نزولی است، یک FVG صعودی در نمودار ۵ دقیقه‌ای احتمالاً یک «تله» است؛ یک جهش موقت قبل از اینکه بازار به حرکت نزولی خود ادامه دهد.

همسویی با ساختار HTF

همیشه روز خود را از نمودار H4 یا روزانه شروع کنید.
۱. روند HTF را شناسایی کنید.
۲. نزدیک‌ترین «نقطه مورد نظر» یا HTF Point of Interest (مانند یک FVG روزانه یا بلاک سفارش) را پیدا کنید.
۳. فقط ورودی‌های FVG در تایم‌فریم پایین (LTF) را بگیرید که با آن جهت همسو هستند.

اجتناب از «تکه تکه کردن» (Salami Slicing)

در یک روند بسیار قوی، قیمت ممکن است چندین FVG کوچک پشت سر هم ایجاد کند. معامله‌گران خرد اغلب سعی می‌کنند اولین شکاف را بفروشند، استاپ لاس آن‌ها زده می‌شود، دومی را می‌فروشند و دوباره استاپ می‌خورند.

هشدار: اگر قیمت به صورت تکانه‌ای حرکت می‌کند و شکاف‌های کوچک را نادیده می‌گیرد، سعی نکنید چاقوی در حال سقوط را بگیرید. قبل از استفاده از یک FVG به عنوان ورودی، منتظر یک «تغییر ساختار بازار» (Market Structure Shift) واضح در تایم‌فریم پایین باشید.

ورود دقیق: قدرت Consequent Encroachment (CE)

A close-up of a Fair Value Gap with a Fibonacci tool applied, highlighting the 0.5 'Consequent Encroachment' level.
To show the reader exactly how to measure the 50% equilibrium for precision entries.

اکثر معامله‌گران سفارش‌های لیمیت خود را در لبه ابتدایی FVG قرار می‌دهند. اگرچه این کار پر شدن سفارش شما را تضمین می‌کند، اما اغلب منجر به نسبت سود به ضرر (RR) ضعیفی می‌شود. اینجاست که Consequent Encroachment (CE) وارد عمل می‌شود.

تعریف سطح تعادل ۵۰٪

CE به سادگی دقیقاً نقطه میانی ۵۰٪ از شکاف ارزش منصفانه است. شما می‌توانید این نقطه را به راحتی با کشیدن ابزار فیبوناچی از ابتدا تا انتهای شکاف و علامت‌گذاری سطح ۰.۵ پیدا کنید.

چرا قیمت به CE احترام می‌گذارد؟

الگوریتم‌ها اغلب علامت ۵۰٪ را به عنوان نقطه بازتعادل «منصفانه» می‌بینند. اگر قیمت به FVG بازگردد، به سطح ۵۰٪ برخورد کند و سپس آن را پس بزند، این نشانه قدرت فوق‌العاده است. اگر قیمت (بر اساس بدنه کندل) فراتر از سطح ۵۰٪ بسته شود، شکاف در حال ضعیف شدن است.

استراتژی‌های ورود: لبه در مقابل بازگشت به میانگین

  • ورود تهاجمی: سفارش لیمیت در لبه ورودی FVG. (نرخ پر شدن بالاتر، RR پایین‌تر).
  • ورود محافظه‌کارانه: سفارش لیمیت در سطح CE (۵۰٪). (نرخ پر شدن پایین‌تر، RR بسیار بالاتر).

مثال: یک FVG نزولی را در EUR/USD تصور کنید که از ۱.۰۹۵۰ تا ۱.۰۹۰۰ امتداد دارد.

اجرا و ریسک: ابطال و تعیین حد ضرر

An infographic summary comparing a 'High Probability FVG' (aligned with trend, large displacement) vs. a 'Low Probability FVG' (counter-trend, small gap).
To reinforce the key takeaways and provide a quick-reference visual for the reader.

دانستن اینکه چه زمانی اشتباه می‌کنید، مهم‌تر از دانستن زمانی است که درست می‌گویید. برای محافظت از سرمایه خود، باید از dynamic stop loss strategies استفاده کنید.

تعریف «نقض» یک شکاف

یک FVG زمانی «بسته» یا «پر» شده تلقی می‌شود که قیمت کاملاً در آن معامله شده باشد. با این حال، اگر بدنه یک کندل فراتر از انتهای شکاف بسته شود، آن شکاف ابطال شده است. اگر قیمت فقط با سایه از آن عبور کند و سریع برگردد، شکاف هنوز از نظر فنی معتبر است.

تعیین منطقی استاپ لاس

استاپ لاس شما نباید یک عدد پیپ دلخواه باشد. بلکه باید پشت کندلی قرار گیرد که جابه‌جایی را شروع کرده است (کندل ۱ در توالی ۳ کندلی ما). اگر قیمت بازگردد و از منشأ حرکت عبور کند، فرضیه موسساتی باطل شده است.

شکاف ارزش منصفانه معکوس (IFVG)

وقتی یک FVG با کیفیت بالا شکست می‌خورد چه اتفاقی می‌افتد؟ اغلب به یک Inversion FVG تبدیل می‌شود. اگر یک FVG صعودی توسط یک کندل نزولی شکافته شود، همان ناحیه اغلب زمانی که قیمت از پایین به آن بازمی‌گردد، به عنوان مقاومت عمل می‌کند. این یک «نقشه B» قدرتمند برای معامله‌گران باهوش است.

مثال: اگر روی یک FVG صعودی در ۱.۰۸۵۰ پوزیشن خرید داشتید و قیمت از آن عبور کرد، به دنبال استفاده از همان سطح ۱.۰۸۵۰ به عنوان یک ورودی فروش بالقوه در بازگشت قیمت باشید. پس از تثبیت روند جدید، از trailing stop loss strategies برای تثبیت سود استفاده کنید.

نتیجه‌گیری: معامله بر اساس داستان، نه فقط شکاف

معامله شکاف‌های ارزش منصفانه به معنای یافتن هر حفره‌ای در نمودار نیست؛ بلکه به معنای خواندن داستان قصد و نیت موسسات است. با تمرکز بر جابه‌جایی (displacement)، فیلتر کردن از طریق لنز تایم‌فریم‌های بالاتر و استفاده از قانون ۵۰٪ Consequent Encroachment، شما از حدس زدن به سمت معامله با یک مزیت (edge) حرکت می‌کنید.

به یاد داشته باشید، بهترین شکاف‌ها آن‌هایی هستند که قیمت برای پر کردن کامل آن‌ها تقلا می‌کند؛ این نشان می‌دهد که فشار موسساتی آنقدر بالاست که بازار حتی نمی‌تواند برای مدت طولانی در آن «خلاء» باقی بماند. شناسایی این عدم تعادل‌های با احتمال بالا را این هفته در نمودارهای FXNX تمرین کنید. آیا می‌توانید تفاوت بین یک تله و یک شکاف ادامه دهنده روند را تشخیص دهید؟

گام بعدی شما: «چک‌لیست FVG با احتمال بالا» ما را دانلود کنید و از آن برای فیلتر کردن ۲۰ معامله بعدی خود در یک حساب دمو استفاده کنید تا رویکرد «کیفیت برتر از کمیت» را در عمل ببینید.

همین حالا شروع کنید

با اسپرد ۰.۰ پیپ و بیش از ۵۰۰ ابزار معاملاتی، به هزاران تریدر حرفه‌ای بپیوندید.

Share

درباره نویسنده

FXNX

FXNX

نویسنده محتوا
موضوعات:
  • شکاف ارزش منصفانه
  • استراتژی معاملاتی FVG
  • جریان سفارشات موسساتی
  • کانسیکوئنت انکروچمنت
  • پرایس اکشن فارکس