تسلط بر نواحی حمایت و مقاومت: فراتر از یک پیپ واحد
اگر هنوز در سطوح تکقیمتی معامله میکنید، در حال تامین نقدینگی بانکها هستید. یاد بگیرید چگونه برای مدیریت نویز بازار، از چارچوب مبتنی بر ناحیه استفاده کنید.
FXNX
writer

To immediately visually communicate the core thesis: that 'zones' provide the necessary buffer that
بارها دیدهاید که این اتفاق میافتد: یک خط حمایت دقیق در 1.0850 رسم میکنید، استاپ لاس خود را درست زیر آن قرار میدهید و منتظر میمانید. قیمت به 1.0847 نفوذ میکند، استاپ شما را فعال میکند و سپس با قدرت ۱۰۰ پیپ در جهتی که پیشبینی کرده بودید حرکت میکند. اشتباه شما در تشخیص سطح نبود؛ بلکه در هندسه معامله بود. در دنیای نقدینگی موسساتی، «خطوط» هدف هستند، در حالی که «نواحی» میدان نبرد محسوب میشوند.
اگر هنوز در سطوح تکقیمتی معامله میکنید، در واقع در حال تامین نقدینگی هستید که بانکها برای پر کردن سفارشهای خود به آن نیاز دارند. این راهنما به شما نشان میدهد که چگونه با انتقال به یک چارچوب مبتنی بر ناحیه (Zone-based) که نویز بازار و شکار استاپهای موسساتی را در نظر میگیرد، دیگر طعمه شکارچیان نشوید. ما به محاسبات ریاضی ضخامت نواحی، روانشناسی معاملهگران به تله افتاده و اینکه چرا «برخورد سوم» آن سیگنالی که فکر میکنید نیست، خواهیم پرداخت.
مرگ پیپ واحد: چرا خطوط شکست میخورند و نواحی پیروز میشوند
معاملهگران خرد عاشق دقت یک خط واحد هستند؛ چون حس علمی بودن به آنها میدهد. با این حال، بازار اهمیتی به مختصات شما روی نمودار نمیدهد. قیمت توسط بلوکهای بزرگ سفارشات هدایت میشود که نمیتوان آنها را در یک نقطه قیمتی واحد بدون لغزش (Slippage) شدید پر کرد. بنابراین، موسسات در یک «محدوده قیمتی» خرید یا فروش میکنند.
روش ATR برای تعیین ضخامت ناحیه

ناحیه شما باید چقدر پهن باشد؟ اگر خیلی باریک باشد، استاپ لاس شما فعال میشود. اگر خیلی پهن باشد، نسبت ریسک به ریوارد (R:R) شما آسیب میبیند. یک روش حرفهای برای استانداردسازی این موضوع، استفاده از Average True Range (ATR) است.
نکته حرفهای: از ۱۰٪ تا ۲۰٪ از ATR روزانه برای تعیین عمق نواحی خود در تایمفریمهای H4 یا H1 استفاده کنید. به عنوان مثال، اگر جفتارز EUR/USD دارای ATR روزانه ۸۰ پیپ است، یک ناحیه حمایت معتبر باید تقریباً ۸ تا ۱۶ پیپ عرض داشته باشد.
با استفاده از ATR، شما به صورت ریاضی نوسانات فعلی بازار را لحاظ میکنید. در یک محیط با نوسان بالا، نواحی شما به طور طبیعی برای تطبیق با «نویز» عریضتر میشوند و در بازارهای آرام، برای دقیق نگه داشتن ورودهای شما، تنگتر میگردند.
قیمت به عنوان یک طیف، نه یک مختصات
وقتی به قیمت به عنوان یک طیف نگاه میکنید، دیگر با دیدن سایه (Wick) کندلی که ۳ پیپ از سطح شما فراتر رفته، دچار وحشت نمیشوید. یک «نقض سطح» تنها زمانی تغییر روند محسوب میشود که قیمت به طور متقاعدکنندهای خارج از ناحیه تعریفشده توسط ATR در یک تایمفریم بالاتر بسته شود. هر چیز دیگری صرفاً «نفس کشیدن» بازار یا شکار نقدینگی است. درک این تمایز، اولین قدم در تسلط بر انواع نقدینگی در معاملات فارکس است.
روانشناسی تغییر نقش و تلاقی چند زمانی
یکی از قدرتمندترین ستاپها در پرایس اکشن، «تغییر نقش» (Role Reversal) است؛ جایی که حمایت قدیمی به مقاومت جدید تبدیل میشود. اما چرا این اتفاق میافتد؟ این جادو نیست؛ بلکه نتیجه پشیمانی است.
چرا حمایت شکسته شده به مقاومت تبدیل میشود؟
گروهی از معاملهگران را تصور کنید که در یک ناحیه حمایت خرید کردهاند. سپس قیمت به زیر آن ناحیه نفوذ میکند. این معاملهگران اکنون در موقعیت ضرر هستند و امیدوارند قیمت بازگردد تا بتوانند «سر به سر» خارج شوند. وقتی قیمت به آن ناحیه بازمیگردد، آنها برای بستن پوزیشنهای خود میفروشند. این هجوم سفارشهای فروش، مقاومت جدیدی ایجاد میکند. این موضوع پایه و اساس بسیاری از استراتژیهای معاملات سوئینگ حمایت و مقاومت است.
استراتژی همترازی «ناحیه قدرت»

برای افزایش نرخ برد خود، به دنبال تلاقی چند زمانی (Multi-Timeframe Confluence) باشید. یک «ناحیه قدرت» زمانی رخ میدهد که یک ناحیه حمایت اصلی هفتگی با یک سطح روزانه یا H4 همپوشانی داشته باشد.
مثال: اگر نمودار هفتگی یک ناحیه تقاضای اصلی را در 1.1000 - 1.1050 نشان دهد و نمودار H1 یک ناحیه حمایت تازه را در 1.1020 نشان دهد، آن سطح 1.1020 یک «ناحیه قدرت» با احتمال موفقیت بالا است. شما در حال معامله در جهت بادِ تایمفریم بالاتر هستید.
تازگی در برابر بلوغ: چرا «برخورد سوم» اغلب یک تله است
بسیاری از کتابهای آموزشی خردهفروشی آموزش میدهند که هر چه یک سطح بیشتر تست شود، قویتر میشود. این یک باور اشتباه و خطرناک است.
تئوری تخلیه نقدینگی
یک ناحیه حمایت را مانند دیواری از سفارشهای خرید در نظر بگیرید. هر بار که قیمت به آن دیوار برخورد میکند، برخی از آن سفارشهای خرید پر (مصرف) میشوند. تا برخورد سوم یا چهارم، این «دیوار» تراشیده شده است. خریداران کمتری باقی ماندهاند تا قیمت را دوباره به سمت بالا پرتاب کنند.
- برخورد اول: بالاترین احتمال، بیشترین نقدینگی.
- برخورد دوم: احتمال بالا، اما برخی سفارشها از بین رفتهاند.
- برخورد سوم/چهارم: ریسک بالای شکست (Breakout) به دلیل تخلیه نقدینگی.
ابطال افسانه «قدرت بیشتر با برخوردهای بیشتر»

موسسات میخواهند سفارشهای بزرگ را پر کنند. هنگامی که آنها پوزیشنهای خود را طی دو یا سه تست پر کردند، دیگر نیازی به دفاع از آن سطح ندارند. در واقع، آنها ممکن است بخواهند قیمت نفوذ کند تا استاپ لاسهای معاملهگران خرد فعال شود و نقدینگی مورد نیاز برای حرکت بعدی فراهم گردد. این یک مفهوم کلیدی در توضیح SMC: چگونه مانند موسسات معامله کنیم است.
نواحی پویا و پروفایل حجم: یافتن ردپای موسسات
سطوح افقی عالی هستند، اما بازار پویا است. گاهی اوقات مهمترین «نواحی» اصلاً قیمتهای ثابتی نیستند.
ادغام 200 EMA و VWAP
در یک بازار رونددار، میانگین متحرک نمایی ۲۰۰ دوره (200 EMA) و میانگین قیمت وزنی حجمی (VWAP) به عنوان نواحی پویا عمل میکنند. موسسات اغلب از VWAP به عنوان معیاری برای «ارزش منصفانه» استفاده میکنند. اگر قیمت به طور قابل توجهی بالاتر از VWAP باشد، آن را گران میبینند؛ اگر پایینتر باشد، آن را دارای تخفیف میدانند.
گرههای پرحجم (HVN) به عنوان آهنربای قیمت
با استفاده از اندیکاتور Volume Profile، میتوانید دقیقاً ببینید که بیشترین فعالیت معاملاتی در کجا رخ داده است. یک High-Volume Node (HVN) نشاندهنده ناحیه قیمتی است که موسسات در آن به شدت معامله کردهاند. وقتی قیمت به یک HVN بازمیگردد، اغلب متوقف شده یا تغییر جهت میدهد زیرا آن ناحیه به عنوان «ارزش منصفانه» تلقی میشود. ترکیب یک ناحیه حمایت افقی با یک HVN، یک «خوشه تلاقی» ایجاد میکند که شکستن آن برای قیمت بسیار دشوارتر است. برای درک عمیقتر، راهنمای ما در مورد تسلط بر اندیکاتور حجم فارکس برای موفقیت را بررسی کنید.
شناسایی «فیکاوتها» و معامله بر اساس شکار نقدینگی
معاملهگران حرفهای فقط بازگشت از سطح را معامله نمیکنند؛ آنها «شکستهای ناموفق» را معامله میکنند. این موضوع اغلب در تئوری وایکوف به عنوان «Spring» یا شکار نقدینگی شناخته میشود.
«Spring» و «Upthrust» در وایکوف
یک «Spring» زمانی رخ میدهد که قیمت به زیر یک ناحیه حمایت سقوط میکند، مدت کوتاهی در آنجا میماند تا استاپ لاسها را فعال کند و فروشندگان بریکاوت را ترغیب کند، و سپس با قدرت دوباره داخل ناحیه بسته میشود.

هشدار: بلافاصله پس از لمس ناحیه توسط قیمت، وارد معامله نشوید. منتظر کندل «رد قیمت» (Rejection) باشید؛ مانند یک پین بار (Pin Bar) با سایه پایینی بلند یا یک کندل پوشای صعودی (Bullish Engulfing) که ثابت کند شکار نقدینگی به پایان رسیده است.
تشخیص شکستهای واقعی از شکار استاپها
به مومنتوم نگاه کنید. اگر قیمت با کندلهای بزرگ و عریض و حجم بالا به یک ناحیه نزدیک شود، احتمال شکست زیاد است. اما اگر قیمت با کندلهای کوچک و همپوشان به سمت یک ناحیه «خزش» کند، اغلب نشانهای است که حرکت در حال تخلیه است و یک بازگشت (یا یک فیکاوت) نزدیک است.
نتیجهگیری
گذار از معامله با خطوط به معامله با نواحی، مهمترین قدمی است که یک معاملهگر سطح متوسط میتواند برای اجرای معاملات در سطح حرفهای بردارد. با پذیرش این واقعیت که قیمت به جای اعداد تصادفی، به نواحی نقدینگی واکنش نشان میدهد، خود را با نحوه عملکرد واقعی بازار همسو میکنید.
ما بررسی کردیم که چگونه این نواحی را با استفاده از ATR تعریف کنید، چگونه قدرت آنها را بر اساس تازگی بسنجید و چگونه «فیکاوتهای» موسساتی که معاملهگران خرد را به تله میاندازند، شناسایی کنید. به یاد داشته باشید: هدف این نیست که در مورد یک قیمت خاص «حق با شما باشد»، بلکه هدف این است که در یک محدوده با احتمال بالا، به درستی پوزیشن بگیرید. تعقیب پیپها را متوقف کنید و معامله در میدان نبرد را آغاز کنید.
۱۰ معامله ضررده اخیر خود را بررسی کنید. اگر به جای یک خط ثابت از یک ناحیه مبتنی بر ATR استفاده میکردید، چه تعداد از آنها به سود تبدیل میشدند؟ همین امروز الگوی نقشهبرداری ناحیه FXNX را دانلود کنید تا شناسایی سطوح نقدینگی موسساتی را روی نمودارهای خود شروع کنید.
همین حالا شروع کنید
با اسپرد ۰.۰ پیپ و بیش از ۵۰۰ ابزار معاملاتی، به هزاران تریدر حرفهای بپیوندید.
درباره نویسنده
