قانون ریسک به ریوارد ۱:۲: چرا این حداقل میزان برای بقا در Forex است
۶۰٪ معاملاتتان سودده است اما باز هم ضرر میکنید؟ کشف کنید چرا نسبت ریسک به ریوارد ۱:۲ بیمهنامهای غیرقابل مذاره برای بقای هر تریدر فارکس است.
FXNX
writer

تصور کنید ۶۰٪ از معاملات خود را با پیروزی پشت سر میگذارید، اما همچنان شاهد کاهش تدریجی موجودی حساب خود تا مرز صفر هستید. این نهایت سرخوردگی برای معاملهگران سطح متوسط است: شما بر تحلیل تکنیکال مسلط شدهاید، میتوانید یک روند را از فرسنگها تشخیص دهید، اما محاسبات ریاضی شما با هم همخوانی ندارند.
بیشتر معاملهگران خرد نه به این دلیل که نمیتوانند حرکت قیمت را پیشبینی کنند، بلکه به این دلیل شکست میخورند که با نسبت ریسک به ریوارد (RRR) به عنوان یک بهینهسازی اختیاری برخورد میکنند، نه یک بیمهنامه غیرقابل مذاکره. در دنیای پرنوسان فارکس، نسبت ۱:۲ فقط یک «ایده خوب» نیست؛ بلکه کف ریاضی است که بازماندگان حرفهای را از ۹۰ درصد افرادی که حساب خود را در سال اول نابود میکنند، جدا میکند. این مقاله بررسی میکند که چرا هر نسبتی کمتر از ۱:۲ یک تله مرگ آماری است و چگونه استراتژی خود را برای امید ریاضی بلندمدت بازسازی کنید.
ریاضیات سودآوری: چرا «حق با شما بودن» بیش از حد بزرگ شده است
بسیاری از معاملهگران با ذهنیت «کمالگرا» وارد بازار میشوند. آنها معتقدند برای کسب درآمد، باید در ۷۰٪ یا ۸۰٪ مواقع درست پیشبینی کنند. این یک تله پرفشار است. در واقعیت، معاملهگری حرفهای کمتر در مورد «درست بودن» و بیشتر در مورد امید ریاضی (Mathematical Expectancy) سیستم شماست.
توضیح امید ریاضی
امید ریاضی میانگین مقداری است که انتظار دارید در هر معامله سود کنید (یا ضرر کنید). وقتی از RRR ۱:۲ استفاده میکنید، ریاضیات به شدت به نفع شما تغییر میکند.
مثال: تصور کنید ۱۰ معامله انجام میدهید. ۶ معامله را میبازید و فقط ۴ معامله را میبرید.
شما در ۶۰٪ مواقع اشتباه کردید، اما با سود از بازار خارج شدید. این قدرت نسبت ۱:۲ است. این نسبت به شما «آزادی برای اشتباه کردن» میدهد.
مسیر ثروت با نرخ برد ۴۰٪

این را با نسبت ۱:۱ مقایسه کنید. اگر ۱۰۰ دلار ریسک کنید تا ۱۰۰ دلار به دست آورید، برای اینکه پس از پرداخت هزینههای بروکر فقط سر به سر بمانید، به نرخ برد حداقل ۵۵٪ نیاز دارید. حفظ نرخ برد بالای ۶۰٪ در صدها معامله، خستهکننده و از نظر آماری نادرست است. با تغییر ذهنیت از «دقت» به «امید ریاضی»، دیگر به دنبال ورود «بینقص» نمیگردید و روی نتیجه «سودآور» تمرکز میکنید.
تله سر به سر: چرا نسبتهای ۱:۱ در دنیای واقعی شکست میخورند
روی کاغذ، نسبت ۱:۱ شبیه به پرتاب سکه است. اگر بازار تصادفی باشد، باید نیمی از مواقع برنده شوید، درست است؟ اشتباه است. در دنیای واقعی، «نقطه سر به سر» به دلیل «اصطکاک» معاملهگری، یک افسانه است.
فرسایش پنهان اسپرد و اسلیپیج
هر بار که روی «خرید» یا «فروش» کلیک میکنید، معامله را در ضرر شروع میکنید. با احتساب اسپرد (تفاوت قیمت خرید و فروش) و اسلیپیج احتمالی، معامله ۱:۱ شما در واقع یک معامله ۱:۰.۸ است.
اگر هدف شما ۱۰ پیپ سود با استاپ لاس ۱۰ پیپی در جفت ارز EUR/USD باشد و اسپرد ۲ پیپ باشد، در واقع نیاز دارید بازار ۱۲ پیپ به نفع شما حرکت کند تا به هدف برسید، در حالی که تنها با ۸ پیپ حرکت علیه شما، به استاپ لاس میخورید. اسلیپیج در فارکس میتواند این اعداد را بیشتر تضعیف کند و یک برد تئوریک را به یک ضرر عملی تبدیل کند.
فشار روانی نیاز به دقت بالا
وقتی استراتژی شما برای بقا به نرخ برد ۷۰٪ نیاز دارد، یک زنجیره ضرر سه تایی ( که از نظر آماری اجتنابناپذیر است) شبیه به شکست کامل سیستم به نظر میرسد. این منجر به «پرش از سیستمی به سیستم دیگر» میشود؛ چرخه مرگی که در آن معاملهگران استراتژیهای خوب را رها میکنند چون نمیتوانند واریانس طبیعی بازار را تحمل کنند.

همسویی با ساختار بازار: تعیین اهداف منطقی
نسبت ۱:۲ نباید یک عدد تصادفی باشد که در پلتفرم خود وارد میکنید. این نسبت باید در واقعیت بازار ریشه داشته باشد. اگر نسبت ۱:۲ را در جایی اجبار کنید که بازار دلیل منطقی برای رفتن به آنجا ندارد، شما فقط در حال قمار هستید.
معامله بر اساس نمودار، نه تعداد پیپ
نگویید: «من ۲۰ پیپ ریسک میکنم تا ۴۰ پیپ بگیرم.» در عوض، به ساختار نگاه کنید. اگر استاپ لاس شما به طور ایمن پشت یک سقف اخیر (مقاومت) قرار گرفته است، هدف ۱:۲ شما باید قبل از سطح حمایت اصلی بعدی باشد.
نکته حرفهای: اگر هدف منطقی ۱:۲ پشت یک سطح حمایت روزانه اصلی قرار دارد، این معامله «ممنوع» است. بعید است بازار ساختار اصلی خود را فقط برای برآورده کردن الزامات RRR شما بشکند.
تست «دستیابیپذیری» برای نسبتهای ۱:۲
از ATR (میانگین محدوده واقعی) استفاده کنید تا ببینید آیا هدف شما واقعبینانه است یا خیر. اگر یک جفت ارز به طور متوسط ۸۰ پیپ در روز حرکت میکند و هدف ۱:۲ شما نیاز به حرکت ۱۵۰ پیپی دارد، شما منتظر یک اتفاق استثنایی هستید. میتوانید این موضوع را در استراتژیهای تخصصی مانند استراتژی شکست روزانه XAUUSD مشاهده کنید، جایی که اهداف بر اساس نوسانات تعریف میشوند نه آرزوها.
اثر تمایلی: استفاده از RRR به عنوان نرده محافظ رفتاری

انسانها از نظر بیولوژیکی برای معاملهگر بد بودن برنامهریزی شدهاند. ما از اثر تمایلی (Disposition Effect) رنج میبریم: تمایل به فروش زودهنگام سرمایهگذاریهای سودآور و نگه داشتن بیش از حد معاملات ضررده.
چرا «سودها را میبریم» و «ضررها را در آغوش میگیریم»
ما درد یک ضرر را دو برابر بیشتر از لذت یک سود احساس میکنیم. وقتی معاملهای در سود است، میترسیم که بازار آن را پس بگیرد، بنابراین آن را زودتر با سود ۰.۵:۱ میبندیم. وقتی معاملهای در ضرر است، امیدواریم که برگردد، بنابراین استاپ لاس خود را جابجا میکنیم که اغلب منجر به ضرر ۱:۳ میشود. این «چولگی منفی» دلیلی است که بیشتر معاملهگران شکست میخورند.
قدرت «تنظیم و فراموشی» با نسبت ۱:۲
یک قانون سختگیرانه ۱:۲ به عنوان یک نرده محافظ رفتاری عمل میکند. با استفاده از تیک پرافیت و استاپ لاسهای ثابت، «مذاکره» احساسی در حین معامله را حذف میکنید. اگر مدام در حال دستکاری معاملات هستید، ممکن است به یک پروتکل بازپروری تریدر برای بازنشانی انضباط روانشناختی خود نیاز داشته باشید.
بازیابی دراوداون: مزیت بقا
هر معاملهگری با زنجیره ضرر مواجه میشود. تفاوت بین یک حرفهای و یک آماتور در مدت زمان بازیابی آن است.
ریاضیات بازگشت

اگر ۵ معامله متوالی را ببازید (دراوداون ۵ واحد ریسک یا 5R):
- با نسبت ۱:۱: شما به ۵ برد متوالی نیاز دارید تا فقط به نقطه صفر برگردید.
- با نسبت ۱:۲: شما فقط به ۲.۵ برد برای بازیابی نیاز دارید.
تسریع رشد سرمایه پس از رکود
از آنجایی که نسبت ۱:۲ سرمایه را دو برابر سریعتر بازیابی میکند، «ریسک نابودی» را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد. همچنین از «معاملات انتقامی» جلوگیری میکند؛ آن میل شدید به استفاده از لوریج بیش از حد برای «پس گرفتن» آنچه از دست رفته است. وقتی میدانید دو برد خوب میتواند یک هفته بدشانسی را پاک کند، آرام میمانید. به همین دلیل است که قانون ۱٪ همراه با RRR ۱:۲، استاندارد عبور از چالشهای پراپ فرم است.
نتیجهگیری
بقا در فارکس به درخشش نقاط ورود شما بستگی ندارد؛ بلکه به استحکام ریاضیات شما بستگی دارد. با اتخاذ حداقل نسبت ریسک به ریوارد ۱:۲، شما به طور موثری یک ضربهگیر در برابر خطاهای انسانی، نویز بازار و هزینههای معاملاتی ایجاد میکنید که اکثر حسابهای خرد را از بین میبرند.
دیدیم که اگرچه نسبت ۱:۱ به دلیل راحتتر بودن دستیابی به آن، ایمنتر به نظر میرسد، اما فضایی برای زنجیرههای ضرر اجتنابناپذیر باقی نمیگذارد. از این پس، ۲۰ معامله اخیر خود را بررسی کنید: اگر نسبت ۱:۲ را رعایت میکردید، منحنی سرمایه شما چگونه به نظر میرسید؟ از یک ماشین حساب تعیین حجم استفاده کنید تا مطمئن شوید ریسک شما ثابت است و به یاد داشته باشید که معاملهگری بازی احتمالات است، نه قطعیت.
آیا برای غرورِ «درست بودن» معامله میکنید یا برای واقعیتِ «سودآور بودن»؟
گام بعدی: اکسل ریسک به ریوارد FXNX را دانلود کنید تا استراتژی فعلی خود را ممیزی کرده و ببینید تغییر به نسبت ۱:۲ چه تاثیری بر سود نهایی شما خواهد داشت.
همین حالا شروع کنید
با اسپرد ۰.۰ پیپ و بیش از ۵۰۰ ابزار معاملاتی، به هزاران تریدر حرفهای بپیوندید.
درباره نویسنده
