معامله‌گری به سبک ICT در برابر SMC: تفاوت‌ها چیست؟

تفاوت‌های کلیدی بین معامله‌گری ICT و SMC را کشف کنید. درباره روش معامله‌گر حلقه درونی (Inner Circle Trader) و مفاهیم پول هوشمند (Smart Money Concepts) برای بهبود استراتژی خود بیاموزید.

FXNX

FXNX

writer

۱۵ آبان ۱۴۰۴
4 دقیقه مطالعه
ICT vs SMC Trading: What's the Difference?

To immediately establish the comparative nature of the article and appeal to professional traders in

آیا تا به حال احساس کرده‌اید که بازار با استاپ لاس شما دشمنی شخصی دارد؟ یک معامله عالی باز می‌کنید، قیمت دقیقاً با یک پیپ اختلاف شما را از معامله بیرون می‌اندازد و سپس ۱۰۰ پیپ در جهت پیش‌بینی شما حرکت می‌کند. این اتفاق کافی است تا بخواهید مانیتور خود را از پنجره به بیرون پرتاب کنید.

اگر اخیراً زمانی را در «توییتر معاملاتی» یا یوتیوب گذرانده باشید، احتمالاً شنیده‌اید که راه حل این مشکل «معاملات موسساتی» (Institutional Trading) است؛ به‌ویژه سبک‌های ICT (Inner Circle Trader) یا SMC (Smart Money Concepts). اما سوال میلیون دلاری اینجاست: آیا این دو واقعاً با هم تفاوت دارند یا فقط یک ماشین یکسان با رنگ‌آمیزی متفاوت هستند؟

در این راهنما، ما فقط به ارائه تعاریف بسنده نمی‌کنیم. ما به بررسی مکانیسم‌ها، مدل‌های ورود خاص و محاسبات دنیای واقعی می‌پردازیم که این دو مکتب فکری را از هم جدا می‌کند. در پایان، دقیقاً خواهید دانست که کدام مسیر با شخصیت و برنامه زمانی شما سازگار است.

فلسفه اصلی: معامله‌گران خرد در مقابل موسساتی

قبل از اینکه به بخش «مقایسه» بپردازیم، باید «دلیل» را درک کنیم. هر دو سبک ICT و SMC در یک باور بنیادی مشترک هستند: بازار تصادفی نیست.

معاملات خرد سنتی به شما می‌آموزد که به دنبال الگوهای سر و شانه یا واگرایی‌های RSI باشید. معامله‌گران ICT و SMC استدلال می‌کنند که این الگوها در واقع «تله‌های نقدینگی» هستند. بازیگران بزرگ — بانک‌ها، صندوق‌های پوشش ریسک و بانک‌های مرکزی — برای پر کردن سفارش‌های خود به حجم عظیمی از نقدینگی نیاز دارند. این نقدینگی کجاست؟ دقیقاً بالای آن «سقف‌های دوقلو» و زیر آن «سطوح حمایتی» معامله‌گران خرد قرار دارد.

این‌طور فکر کنید: اگر یک بانک بزرگ بخواهد ۵,۰۰۰ لات EUR/USD بخرد، نمی‌تواند بدون اینکه قیمت را علیه خود حرکت دهد، فقط روی دکمه «خرید» کلیک کند. آن‌ها نیاز دارند که افرادی به آن‌ها بفروشند. با راندن قیمت به زیر یک سطح حمایتی شناخته شده، آن‌ها هزاران سفارش فروش استاپ لاس معامله‌گران خرد را فعال می‌کنند. آن سفارش‌های فروش، نقدینگی مورد نیاز بانک برای خرید را فراهم می‌کنند.

هر دو سبک ICT و SMC هدفشان دنبال کردن این «ردپای» بازیگران بزرگ است، اما از نقشه‌های متفاوتی برای رسیدن به آنجا استفاده می‌کنند.

توضیح SMC: چارچوب ساده‌شده

Smart Money Concepts (SMC) در اصل نسخه‌ای ساده‌شده و مدرن از معاملات موسساتی است. این سبک اغلب به عنوان «دروازه ورود» به پرایس اکشن پیشرفته در نظر گرفته می‌شود و بر جریان ساختاری بازار با استفاده از چند ستون اصلی تمرکز دارد.

شکست ساختار (BOS) و تغییر ماهیت (CHoCH)

در SMC، همه چیز با ساختار بازار شروع می‌شود. اگر بازار در حال ثبت سقف‌های بالاتر و کف‌های بالاتر باشد، روند صعودی است.

  • BOS: زمانی که قیمت سقف قبلی را در یک روند صعودی می‌شکند و تایید می‌کند که روند ادامه دارد.
  • CHoCH: زمانی که قیمت آخرین کفی را که منجر به سقف شده است، می‌شکند. این اولین سیگنال از احتمال چرخش روند است.

اوردر بلاک‌ها (OB)

یک اوردر بلاک معمولاً به عنوان آخرین کندل «نزولی» قبل از یک حرکت تند «صعودی» (یا برعکس) تعریف می‌شود. معامله‌گران SMC معتقدند این کندل‌ها نشان‌دهنده جایی هستند که موسسات سفارش‌های پر نشده خود را رها کرده‌اند.

مثال: تصور کنید EUR/USD در ۱.۰۹۲۰ است. قیمت به ۱.۰۹۰۰ سقوط می‌کند (یک کندل نزولی تشکیل می‌دهد) و سپس ناگهان به ۱.۰۹۸۰ پرتاب می‌شود. آن ناحیه ۱.۰۹۰۰ اوردر بلاک شماست. یک معامله‌گر SMC منتظر می‌ماند تا قیمت به ۱.۰۹۰۰ بازگردد تا وارد یک معامله «خرید» با استاپ لاس کمی پایین‌تر از ۱.۰۸۹۰ شود.

توضیح ICT: «کد منبع» پرایس اکشن

ICT به آموزه‌های مایکل جی هادلسون (Michael J. Huddleston) اشاره دارد. اگر SMC را یک خلاصه آموزشی بدانیم، ICT نسخه اصلی و ۱,۰۰۰ صفحه‌ای آن است. ICT به طور قابل توجهی پیچیده‌تر است زیرا بعد سوم و حیاتی را معرفی می‌کند: زمان.

در حالی که معامله‌گران SMC ممکن است در هر زمانی از روز به دنبال اوردر بلاک باشند، یک معامله‌گر ICT حتی به نمودارها نگاه نمی‌کند مگر اینکه در یک «کیل‌زون» (Killzone) باشد (ساعات خاصی در طول جلسات معاملاتی لندن یا نیویورک).

شکاف ارزش منصفانه (FVG)

این مفهوم، نان و کره سبک ICT است. FVG زمانی رخ می‌دهد که قیمت آنقدر سریع حرکت می‌کند که یک «حفره» در پرایس اکشن ایجاد می‌شود که در آن تنها یک سمت بازار (خرید یا فروش) ارائه شده است. در یک توالی ۳ کندلی، این شکاف بین سایه (wick) کندل اول و سایه کندل سوم است.

قدرت ۳ (PO3)

سبک ICT آموزش می‌دهد که هر کندل روزانه (و بسیاری از کندل‌های کوچک‌تر) از یک چرخه خاص پیروی می‌کنند: انباشت (Accumulation)، دستکاری (Manipulation) و توزیع (Distribution).
۱. انباشت: قیمت در نزدیکی قیمت باز شدن به صورت رنج حرکت می‌کند.
۲. دستکاری: قیمت در جهت مخالف حرکت واقعی و مورد نظر حرکت می‌کند (موسوم به Judas Swing).
۳. توزیع: قیمت با قدرت به سمت هدف واقعی حرکت می‌کند.

نکته حرفه‌ای: اگر در ۳۰ دقیقه اول جلسه نیویورک (ساعت ۸:۳۰ صبح به وقت EST) یک حرکت «فیک» ناگهانی دیدید، نترسید. این اغلب فاز دستکاری است. منتظر «تغییر در ساختار بازار» (MSS) بمانید تا در فاز توزیع معامله کنید.

تفاوت‌های کلیدی: زمان، اصطلاحات و پیچیدگی

اگر سعی دارید بین این دو انتخاب کنید، در اینجا تفاوت‌های اصلی مشخص می‌شوند.

۱. نقش ساعت

در SMC، شما به دنبال ستاپ‌های ساختاری هستید. اگر یک «ناحیه عرضه» در ساعت ۶ عصر روز سه‌شنبه تشکیل شود، یک معامله‌گر SMC ممکن است یک سفارش لیمیت ست کند.
اما یک معامله‌گر ICT احتمالاً آن را نادیده می‌گیرد. ICT وسواس زیادی روی تقویم اقتصادی و زمان‌های خاص «ماکرو» دارد. برای یک معامله‌گر ICT، قیمت نسبت به زمان در درجه دوم اهمیت قرار دارد. اگر ستاپ در ساعت «سیلور بولت» (مثلاً ۱۰:۰۰ تا ۱۱:۰۰ صبح به وقت EST) اتفاق نیفتد، اصلاً وجود ندارد.

۲. حجم بالای اصطلاحات

سبک SMC از اصطلاحاتی مانند «عرضه و تقاضا» و «Liquidity Sweeps» استفاده می‌کند.
سبک ICT از زبان بسیار «کدگذاری شده‌ای» استفاده می‌کند: «Internal Range Liquidity»، «Rejection Blocks»، «Breakers» و «Mitigation Blocks».

۳. پیچیدگی در مقابل وضوح

یادگیری SMC به طور کلی در عرض چند هفته آسان‌تر است. این سبک روشی تمیز و بصری برای نگاه به بازار ارائه می‌دهد. ICT به ماه‌ها (یا سال‌ها) مطالعه نیاز دارد تا درک کنید چگونه تمام «PD Arrayها» با هم تعامل دارند. این تفاوت مانند یادگیری رانندگی با ماشین (SMC) در مقابل یادگیری نحوه بازسازی موتور آن (ICT) است.

محاسبات: مقایسه عملی یک معامله EUR/USD

بیایید به یک ستاپ فرضی در EUR/USD نگاه کنیم تا ببینیم این دو سبک چگونه با یک حرکت ۵۰ پیپی برخورد می‌کنند.

سناریو: EUR/USD در یک روند نزولی است. قیمت فعلی ۱.۰۸۵۰ است.

رویکرد SMC:
۱. معامله‌گر یک «شکست ساختار» (BOS) به سمت پایین شناسایی می‌کند.
۲. آن‌ها «ناحیه عرضه» را در ۱.۰۸۸۰ پیدا می‌کنند.
۳. یک Sell Limit در ۱.۰۸۸۰ با استاپ ۱۰ پیپی در ۱.۰۸۹۰ قرار می‌دهند.
۴. هدف: کف اخیر در ۱.۰۸۲۰.
۵. نتیجه: یک معامله با ریسک به ریوارد (RR) ۱:۶. اگر ۱۰۰ دلار ریسک کنند، ۶۰۰ دلار سود می‌کنند.

رویکرد ICT:
۱. معامله‌گر منتظر باز شدن نیویورک در ساعت ۸:۳۰ صبح EST می‌ماند.
۲. آن‌ها یک «Judas Swing» می‌بینند که در آن قیمت تا ۱.۰۸۸۵ بالا می‌رود و نقدینگی سمت خرید (استاپ لاس‌های معامله‌گران خرد) را جمع می‌کند.
۳. در نمودار ۱ دقیقه‌ای، منتظر تشکیل یک «تغییر ساختار بازار» (MSS) و یک «شکاف ارزش منصفانه» (FVG) می‌مانند.
۴. آن‌ها در FVG در ۱.۰۸۷۵ با یک استاپ ۵ پیپی بالای سقف وارد می‌شوند.
۵. هدف: نقدینگی سمت فروش در ۱.۰۸۲۰.
۶. نتیجه: یک معامله با RR ۱:۱۱. از آنجایی که ورود دقیق‌تر بود (انتظار برای جمع‌آوری نقدینگی و FVG)، استاپ لاس کوچک‌تر و پتانسیل سود بالاتر بود.

هشدار: استاپ لاس کوچک‌تر عالی به نظر می‌رسد، اما به دقت بسیار بالاتری نیاز دارد. اگر ۱ پیپ اشتباه کنید، از معامله خارج می‌شوید. برای اطمینان از اینکه روی این استاپ‌های تنگ لوریج بیش از حد استفاده نمی‌کنید، درباره محاسبه حجم معاملات بیشتر بیاموزید.

کدام یک را باید انتخاب کنید؟

انتخاب بین ICT و SMC به این نیست که کدام یک «بهتر» است — بلکه به این بستگی دارد که کدام یک با زندگی شما سازگار است.

SMC را انتخاب کنید اگر:

  • شغل تمام‌وقت دارید و نمی‌توانید در «کیل‌زون‌های» خاص به نمودارها خیره شوید.
  • نمودار تمیزتر و بصری‌تر را ترجیح می‌دهید.
  • می‌خواهید قبل از ورود به جزئیات پیچیده، بر اصول معاملات پرایس اکشن مسلط شوید.

ICT را انتخاب کنید اگر:

  • می‌توانید ساعات خاصی را (باز شدن لندن یا نیویورک) به نمودارها اختصاص دهید.
  • از «کار کارآگاهی» برای درک چرایی حرکت قیمت لذت می‌برید.
  • به دنبال بالاترین نسبت‌های ریسک به ریوارد ممکن هستید و با مسیر یادگیری دشوار مشکلی ندارید.

نتیجه‌گیری

در نهایت، هر دو سبک ICT و SMC سعی دارند یک داستان واحد را بیان کنند: داستان اینکه پول در کجا پنهان شده است. SMC به شما «چیستی» و «کجایی» را می‌دهد، در حالی که ICT عنصر «زمانی» را به آن اضافه می‌کند.

درگیر بحث‌های «فرقه-مانند» در شبکه‌های اجتماعی نشوید. بسیاری از معامله‌گران موفق در واقع از یک رویکرد ترکیبی استفاده می‌کنند — استفاده از SMC برای تشخیص جهت‌گیری در تایم‌فریم بالا و استفاده از شکاف‌های ارزش منصفانه (FVG) سبک ICT برای ورود در تایم‌فریم‌های پایین.

قدم بعدی شما؟ یکی را انتخاب کنید. یک حساب دمو باز کنید، یک جفت ارز مانند EUR/USD یا GBP/USD را انتخاب کنید و فقط به دنبال یک چیز بگردید: شکاف ارزش منصفانه (Fair Value Gap). وقتی بتوانید آن را به وضوح ببینید، بقیه پازل معاملات موسساتی شروع به چیده شدن خواهد کرد.

سوالات متداول

آیا ICT بهتر از SMC است؟

هیچ‌کدام به طور مطلق بهتر نیستند؛ این موضوع به سبک معاملاتی شما بستگی دارد. ICT دقت بیشتر و زمان‌بندی خاصی را ارائه می‌دهد، در حالی که SMC در دسترس‌تر است و استفاده از آن در تایم‌فریم‌های مختلف بدون وابستگی شدید به ساعت آسان‌تر است.

آیا می‌توانم از ICT و SMC با هم استفاده کنم؟

بله، بسیاری از معامله‌گران از یک مدل ترکیبی استفاده می‌کنند. آن‌ها ممکن است از SMC برای شناسایی جهت کلی بازار (بایاس) استفاده کنند و از مفاهیم ICT مانند «Silver Bullet» یا «Fair Value Gaps» برای پیدا کردن ورودهای با دقت بالا در جهت آن بایاس بهره ببرند.

آیا برای معاملات ICT یا SMC به نرم‌افزار خاصی نیاز دارم؟

خیر، هر دو سبک را می‌توان در پلتفرم‌های استانداردی مانند MetaTrader 4/5 یا TradingView معامله کرد. با این حال، اکثر معامله‌گران ICT و SMC به دلیل ابزارهای ترسیم برتر برای علامت‌گذاری شکاف‌ها و نواحی، TradingView را ترجیح می‌دهند.

یادگیری معاملات ICT چقدر طول می‌کشد؟

به دلیل عمق مطالب، معمولاً ۶ تا ۱۲ ماه مطالعه مستمر و «بک‌تست» برای تسلط بر ICT زمان لازم است. SMC را اغلب می‌توان در عرض چند هفته مطالعه متمرکز درک کرد.

همین حالا شروع کنید

با اسپرد ۰.۰ پیپ و بیش از ۵۰۰ ابزار معاملاتی، به هزاران تریدر حرفه‌ای بپیوندید.

Share

درباره نویسنده

FXNX

FXNX

نویسنده محتوا
موضوعات:
  • ICT در مقابل SMC
  • مفاهیم پول هوشمند
  • اینر سیرکل تریدر
  • استراتژی‌های معاملاتی فارکس
  • جریان سفارشات نهادی
  • استخرهای نقدینگی
  • اوردربلاک‌ها
  • معامله‌گری بر اساس دستکاری بازار
  • متدولوژی معاملاتی ICT
  • تفاوت SMC و ICT