تنظیمات فیبوناچی ICT: سطوح OTE که معاملهگران حرفهای استفاده میکنند
از شکار شدن در سطح 50% دست بردارید. تنظیمات دقیق فیبوناچی ICT و تثلیث «نقطه ورود بهینه» را که معاملهگران سازمانی برای یافتن ستاپهای با RR بالا استفاده میکنند، بیاموزید.
FXNX
writer

آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا ورود شما در اصلاح 50% دقیقاً قبل از اینکه بازار در جهت مورد نظر شما منفجر شود، استاپ میخورد؟ این یک چرخه ناامیدکننده است: شما روند را شناسایی میکنید، سطوح فیبوناچی خردهفروشی (Retail) خود را رسم میکنید و سفارش لیمیت خود را ست میکنید، اما فقط تماشا میکنید که قیمت قبل از بازگشت، استاپ لاس شما را «شکار» میکند. این اتفاق به این دلیل میافتد که سطوح فیبوناچی خردهفروشی اغلب همان استخرهای نقدینگی هستند که الگوریتمهای سازمانی هدف قرار میدهند.
در حالی که به عموم مردم آموزش داده میشود که در سطوح 50% یا 61.8% کورکورانه خرید کنند، مفاهیم Inner Circle Trader (ICT) فاش میکنند که «نقطه طلایی» واقعی — یعنی نقطه ورود بهینه (OTE) — در سطوح عمیقتری قرار دارد. معاملهگران حرفهای فقط به دنبال یک واکنش ساده نیستند؛ آنها منتظر میمانند تا الگوریتم قیمت را به سطوح خاص دیسکانت (Discount) یا پرمیوم (Premium) بازگرداند، جایی که جریان سفارشات با احتمال بالا در آنجا قرار دارد. در این راهنما، ما نویزهای خردهفروشی را کنار میزنیم تا تنظیمات دقیق فیبوناچی مورد استفاده معاملهگران سبک سازمانی را برای شکار انبساطهای با RR بالا و دقت جراحی به شما ارائه دهیم.
فراتر از 50%: درک تعادل، پرمیوم و دیسکانت
در دنیای ICT، سطح 50% در ابزار فیبوناچی شما مکانی برای کلیک بر روی «خرید» یا «فروش» نیست. این سطح Mean Threshold یا همان تعادل (Equilibrium) نامیده میشود. آن را به عنوان ارزش منصفانه بازار در نظر بگیرید. اگر در حال خرید یک ماشین جدید هستید، نمیخواهید قیمت روی برچسب را بپردازید؛ شما به دنبال تخفیف هستید. معاملهگری هم فرقی ندارد.
تعریف Mean Threshold
وقتی قیمت از نقطه A (سوینگ لو) به نقطه B (سوینگ های) حرکت میکند، علامت 50% نشاندهنده نقطه تعادل است. در منطق سازمانی، الگوریتم دائماً به دنبال انتقال قیمت از حالت تعادل به یک منطقه پرمیوم (گران) یا دیسکانت (ارزان) برای تسهیل تجارت است. اگر به دنبال خرید هستید، باید منتظر بمانید تا قیمت به زیر سطح 50% و به منطقه دیسکانت سقوط کند. اگر به دنبال فروش هستید، منتظر میمانید تا به بالای 50% و به منطقه پرمیوم صعود کند.
منطق «منطقه ممنوعه معامله»

معاملهگران حرفهای با ناحیه اطراف سطح 50% به عنوان «منطقه ممنوعه معامله» برخورد میکنند. چرا؟ چون در آنجا هیچ لبه (Edge) ریاضی وجود ندارد. معاملهگران خردهفروش اغلب در اینجا دچار ضرر میشوند زیرا در ارزش منصفانه معامله میکنند. الگوریتم هیچ انگیزهای برای بازگشت در 50% ندارد اگر نقدینگی جذابی تنها چند پیپ عمیقتر در سطوح 61.8% یا 70.5% نشسته باشد.
شناسایی دیسکانت در مقابل پرمیوم سازمانی
برای استفاده موثر از این مفهوم، ابتدا باید «رنج معاملاتی» (Dealing Range) فعلی را شناسایی کنید.
مثال: اگر GBP/USD از 1.2500 به 1.2600 حرکت کند، نقطه تعادل شما 1.2550 است. هر چیزی زیر 1.2550 منطقه دیسکانت شما (منطقه خرید) و هر چیزی بالاتر از آن پرمیوم (منطقه فروش) است. اگر دیدگاه شما صعودی است، هر سیگنالی را تا زمانی که قیمت به طور قاطع به آن قلمرو دیسکانت بازنگشته است، نادیده میگیرید.
تثلیث OTE: تسلط بر نقطه طلایی سازمانی 70.5%
هنگامی که متوجه شدید قیمت در دیسکانت (برای خرید) یا پرمیوم (برای فروش) قرار دارد، باید نقطه ورود را دقیقاً مشخص کنید. اینجاست که ICT Optimal Trade Entry: تسلط بر ماتریس زمان-قیمت وارد عمل میشود. OTE یک ناحیه خاص شامل سه سطح است: 61.8%، 70.5% و 79%.
سطوح اصلی: 61.8%، 70.5% و 79%
در حالی که استراتژیهای فیبوناچی خردهفروشی روی 61.8% وسواس دارند، معاملهگران ICT میدانند که الگوریتم اغلب از این سطح فراتر میرود تا ورودیهای زودهنگام خردهفروشی را پاکسازی کند. سطح 70.5% نقطه میانی ریاضی بین 61.8% و 79% است که آن را به «نقطه طلایی» کل اصلاح تبدیل میکند.
چرا 70.5% «نقطه ورود بهینه» است؟
سطح 70.5% را به عنوان نقطه حداکثر درد برای معاملهگران خردهفروش و حداکثر فرصت برای موسسات در نظر بگیرید. زمانی که قیمت به 70.5% میرسد، اکثر معاملهگران «بریکاوت» خردهفروشی استاپ خوردهاند و خریداران «زودهنگام» فیبوناچی در فشار هستند. این سطح اغلب کاملاً با یک شکاف ارزش منصفانه (FVG) یا یک اوردربلاک (Order Block) همسو میشود و ورودیهایی با تاییدیه بالا فراهم میکند.
روانشناسی اصلاح عمیق
سطح 79% به عنوان «آخرین خط دفاعی» شما عمل میکند. اگر قیمت به طور قابل توجهی فراتر از سطح 79% بسته شود، جریان سفارشات سازمانی احتمالاً تغییر کرده و ستاپ باطل شده است.
نکته حرفهای: ابزار فیبوناچی خود را طوری تنظیم کنید که فقط 0، 0.5، 0.618، 0.705، 0.79 و 1.0 را نشان دهد. نمودارهای خلوت منجر به اجرای تمیز میشوند. سطح 70.5% جایی است که جادو اتفاق میافتد.

فیلتر جابهجایی: چرا اکثر ستاپهای فیبوناچی شکست میخورند
شما میتوانید بهترین سطوح OTE را داشته باشید، اما اگر آنها را روی یک حرکت «تنبل» رسم کنید، پول خود را از دست خواهید داد. اصلاح فیبوناچی تنها زمانی معتبر است که قبل از آن یک جابهجایی (Displacement) رخ داده باشد.
شناسایی تغییر ساختار بازار (MSS)
جابهجایی یک حرکت با مومنتوم بالا است که با کندلهای بدنه بزرگ و سایههای (Wick) بسیار کم مشخص میشود. این نشان میدهد که «پول هوشمند» سازمانی وارد بازار شده است. قبل از اینکه فیبوناچی خود را رسم کنید، باید یک تغییر ساختار بازار (MSS) را ببینید. این زمانی است که یک سوینگ های قبلی (در چرخش نزولی) یا سوینگ لو قبلی (در چرخش صعودی) با قدرت شکسته میشود.
قدرت جابهجایی و شکافهای ارزش منصفانه
اگر حرکت از نقطه A به نقطه B یک شکاف ارزش منصفانه (FVG) به جا بگذارد، احتمال موفقیت ستاپ OTE شما به طور قابل توجهی افزایش مییابد. FVG مانند یک آهنربا عمل میکند و قیمت را قبل از شروع لگ بعدی انبساط، به منطقه OTE میکشاند.
انتخاب نقاط مهار (Anchor Points) سازمانی
معاملهگران خردهفروش اغلب فیبوناچی را از نوک یک سایه تا نوک سایه دیگر رسم میکنند. معاملهگران سازمانی به دنبال «سوینگ های» و «سوینگ لو» هستند که در واقع باعث شکست در ساختار شده است.
هشدار: اگر حرکت بیشتر شبیه به یک «خزیدن» کند است تا یک «دوی سرعت» تند، از ابزار فیبوناچی استفاده نکنید. الگوریتم در حال قیمتگذاری مجدد نیست؛ فقط در حال نوسان بی هدف است.
خروجهای الگوریتمیک: استفاده از انحراف معیار برای حد سودهای دقیق
اکثر معاملهگران میدانند کجا وارد شوند، اما تعداد کمی میدانند کجا خارج شوند. ICT از اکستنشنهای فیبوناچی — به ویژه انحراف معیار (Standard Deviations) — برای پیشبینی جایی که الگوریتم به دنبال نقدینگی برای تسویه پوزیشنهای خود است، استفاده میکند.
تارگتهای -0.27 و -0.62
اینها تارگتهای اصلی و روزمره شما هستند.

- -0.27 (Symmetrical Projection): این رایجترین تارگت برای یک بازار رونددار است. این نشاندهنده یک انبساط استاندارد از رنج فعلی است.
- -0.62 (Deep Profit Taking): اینجاست که باید به فکر بستن بخش عمدهای از پوزیشن خود باشید. این سطح اغلب با استخرهای نقدینگی قدیمی (های یا لوهای قدیمی) همسو میشود.
تارگت انبساط کامل -1.0
سطح -1.0 برای انبساطهای بزرگ رنج روزانه یا بازگشتهای روند قابل توجه رزرو شده است. اگر حرکتی را در اپن لندن شکار کنید که اخبار با تاثیر بالا از آن حمایت میکند، تارگت -1.0 هدف نهایی شماست.
چرا تارگتهای خردهفروشی سود کمتری دارند
معاملهگران خردهفروش اغلب در یک RR ثابت 1:2 یا در سقف قبلی خارج میشوند. با این حال، الگوریتم اغلب درست از سقف قبلی فراتر میرود تا قبل از بازگشت، بای استاپها را «جمعآوری» (Sweep) کند. با استفاده از اکستنشن -0.27، شما دقیقاً در جایی خارج میشوید که نقدینگی در حال تولید است.
مثال: شما EUR/USD را در سطح 70.5% (1.0820) میخرید. استاپ شما در سطح 1.0 (1.0800) است. به جای خروج در سقف قدیمی (1.0850)، اکستنشن -0.27 را در 1.0875 هدف قرار میدهید. آن 25 پیپ اضافی، تفاوت بین یک معاملهگر خوب و یک معاملهگر عالی است.
فیلتر نهایی: همگامسازی فیبوناچی با کیلزونهای ICT
قیمت تنها نیمی از معادله است؛ نیمه دیگر زمان است. ستاپ OTE که در ساعت 8:00 شب به وقت EST (در طول سشن مرده آسیا) تشکیل میشود، با ستاپی که در ساعت 8:30 صبح به وقت EST (اپن نیویورک) تشکیل میشود، تفاوت بسیار دارد.
تلاقی اپن لندن و نیویورک
ستاپهای OTE با احتمال بالا تقریباً همیشه در طول کیلزونهای ICT رخ میدهند. اینها پنجرههایی هستند که بیشترین حجم وارد بازار میشود:
- کیلزون لندن: 2:00 AM – 5:00 AM EST
- کیلزون نیویورک: 7:00 AM – 10:00 AM EST

قدرت پنجره «سیلور بولت»
استراتژی سیلور بولت ICT اغلب بر یک اصلاح سریع OTE در یک پنجره 60 دقیقهای خاص متکی است. اگر یک حرکت جابهجایی را در ساعت 10:00 صبح به وقت EST مشاهده کردید، منتظر اصلاح به سطح 70.5% بمانید — این الگوریتم است که یک ورود «فرصت دوم» را به پول هوشمند ارائه میدهد.
اجتناب از تله «رنج آسیا»
سشن آسیا معمولاً برای انباشت (Accumulation) است. رسم سطوح فیبوناچی روی رنج آسیا اغلب منجر به سیگنالهای «کاذب» میشود. الگوریتم معمولاً سقف یا کف آسیا را جمعآوری میکند (جوداس سوینگ) و سپس ستاپ واقعی OTE را در لندن یا نیویورک ایجاد میکند.
نتیجهگیری
تسلط بر تنظیمات فیبوناچی ICT مستلزم یک تغییر اساسی در نحوه مشاهده پرایس اکشن است. موضوع پیدا کردن خطی نیست که «حمایت» کند؛ بلکه شناسایی جایی است که الگوریتم احتمالاً برای جستجوی نقدینگی قبل از ادامه هدف اصلی خود، قیمت را به آنجا بازمیگرداند.
با تمرکز بر تثلیث OTE (61.8%, 70.5%, 79%) و فیلتر کردن ورودیهای خود از طریق لنز تعادل و تلاقی زمان-قیمت، از حدس و گمانهای خردهفروشی فاصله گرفته و به سمت دقت سازمانی حرکت میکنید. به یاد داشته باشید، سطح 50% مرز شماست، اما سطح 70.5% لبه معاملاتی شماست. با بررسی معاملات بازنده قبلی خود شروع کنید — چه تعداد از آنها برنده میشدند اگر صرفاً منتظر منطقه OTE میماندید؟ بازار به معاملهگر صبوری که منتظر «نقطه طلایی» میماند، پاداش میدهد.
سوالات متداول
تنظیمات دقیق فیبوناچی ICT چیست؟
تنظیمات اصلی فیبوناچی ICT عبارتند از 0، 0.5 (Equilibrium)، 0.618، 0.705 (OTE)، 0.79 و 1.0. برای تارگتها، از -0.27، -0.62 و -1.0 استفاده کنید.
چرا 70.5% نقطه ورود بهینه نامیده میشود؟
سطح 70.5% نقطه میانی ریاضی بین سطوح اصلاحی 61.8% و 79% است. این سطح یک دیسکانت به اندازه کافی عمیق برای ارائه نسبت ریسک به ریوارد بالا فراهم میکند و در عین حال در جریان سفارشات سازمانی باقی میماند.
تنظیمات فیبوناچی ICT در کدام تایمفریم بهتر عمل میکنند؟
مفاهیم ICT فرکتال هستند، به این معنی که در هر تایمفریمی کار میکنند. با این حال، معاملهگران متوسط بیشترین موفقیت را با استفاده از نمودارهای 15 دقیقه یا 5 دقیقه برای ورود، در حالی که رنجهای معاملاتی را در نمودارهای 1 ساعت یا 4 ساعت رسم میکنند، به دست میآورند.
آیا باید از سطح 50% به عنوان نقطه ورود استفاده کنم؟
خیر، سطح 50% هرگز نباید به عنوان سیگنال ورود در استراتژی ICT استفاده شود. این سطح فقط به عنوان یک فیلتر عمل میکند تا اطمینان حاصل شود که در دیسکانت خرید میکنید یا در پرمیوم میفروشید.
همین حالا شروع کنید
با اسپرد ۰.۰ پیپ و بیش از ۵۰۰ ابزار معاملاتی، به هزاران تریدر حرفهای بپیوندید.
درباره نویسنده
