راهنمای اصطلاحات مفاهیم پول هوشمند برای معاملهگران
اصطلاحات کلیدی مفاهیم پول هوشمند (SMC) را بیاموزید. راهنمای ما، عملکرد قیمت، بلاکهای سفارش و نقدینگی را تشریح میکند تا به شما کمک کند مانند موسسات معامله کنید.
FXNX
writer

To immediately establish the article's focus on institutional-grade trading strategies and professio
چرا استاپ لاس شما مانند یک هدف به نظر میرسد
آیا تا به حال آن احساس ناخوشایند را داشتهاید که بازار دقیقاً به اندازهای بالا میرود که استاپ لاس شما را در عدد 1.0850 بزند و بلافاصله تغییر جهت داده و ۱۰۰ پیپ در جهتی که پیشبینی کرده بودید حرکت کند؟ به نظر میرسد این اتفاق شخصی است؛ انگار بازار دستکاری شده است.
اما حقیقت این است: این موضوع شخصی نیست، بلکه دقیقاً روش کار بازیگران بزرگ است. معاملهگران سازمانی یا همان «پول هوشمند» (Smart Money)، مانند معاملهگران خرد معامله نمیکنند. آنها از سیگنالهای اشباع خرید RSI یا برخورد ساده به خط روند استفاده نمیکنند. آنها در سطحی از نقدینگی فعالیت میکنند که برای پر کردن پوزیشنهای عظیم خود، نیاز به «شکار» سفارشها دارند.
یادگیری مفاهیم پول هوشمند (SMC) در واقع یادگیری خواندن ردپایی است که این غولها از خود به جا میگذارند. در پایان این راهنما، شما دیگر نقدینگی بازار نخواهید بود و در کنار آن معامله خواهید کرد. ما قصد داریم اصطلاحات پیچیده را به بینشهای کاربردی تبدیل کنیم که میتوانید از فردا در چارتهای خود استفاده کنید.
پایه و اساس: ساختار بازار
در معاملات خرد، به ما آموزش داده شده که روند صرفاً شامل «سقفهای بالاتر و کفهای بالاتر» است. در SMC، ما عمیقتر نگاه میکنیم. ما میخواهیم بدانیم چه زمانی یک روند واقعاً در حال ادامه است و مهمتر از آن، چه زمانی ساختار آن در حال تغییر است.
شکست ساختار (BOS)
یک شکست ساختار (BOS) زمانی رخ میدهد که قیمت با شکستن سقف قبلی (در روند صعودی) یا کف قبلی (در روند نزولی)، به مسیر فعلی خود ادامه دهد.
مثال: تصور کنید جفتارز EUR/USD در یک روند صعودی است. قیمت به 1.0900 میرسد، تا 1.0850 اصلاح میکند و سپس با قدرت از 1.0900 عبور کرده و به 1.0950 میرسد. آن شکست بالای 1.0900 همان BOS شماست. این حرکت تایید میکند که خریداران همچنان کنترل بازار را در دست دارند.
تغییر ماهیت (CHoCH)
اینجاست که اکثر معاملهگران در جهت اشتباه بازار گرفتار میشوند. تغییر ماهیت (CHoCH) اولین نشانه از احتمال پایان یافتن روند است. این اتفاق زمانی رخ میدهد که قیمت موفق به ثبت سقف جدید نمیشود و در عوض، «کفِ بالاترِ» قبلی را میشکند.
مثال: EUR/USD کفهای بالاتری در قیمتهای 1.0800، 1.0850 و 1.0900 ایجاد کرده است. اگر قیمت ناگهان از 1.0950 ریزش کند و زیر 1.0900 بسته شود، شما یک CHoCH دارید. «ماهیت» بازار از صعودی به نزولی تغییر کرده است.
نکته حرفهای: همیشه به دنبال CHoCH در تایمفریمهای پایین (مانند 1m یا 5m) در محدوده عرضه یا تقاضای تایمفریم بالا (1H یا 4H) باشید. این راز ورودهایی با نسبت سود به ضرر بسیار بالا است.
نقدینگی: سوخت بازار
اگر نمیدانید نقدینگی کجاست، پس خودِ شما نقدینگی هستید. سرمایهگذاران سازمانی نمیتوانند به سادگی با یک پوزیشن ۵۰۰ میلیون دلاری روی دکمه خرید کلیک کنند بدون اینکه بازار را علیه خود حرکت دهند. آنها به سفارشهای «فروش» نیاز دارند تا با سفارشهای «خرید» آنها مطابقت داشته باشد.
نقدینگی سمت خرید و سمت فروش
نقدینگی معمولاً به شکل استاپ لاسها در بازار قرار دارد.
- نقدینگی سمت خرید (BSL): بالای سقفهای قدیمی یافت میشود (جایی که فروشندگان استاپ لاس خود را قرار دادهاند).
- نقدینگی سمت فروش (SSL): زیر کفهای قدیمی یافت میشود (جایی که خریداران استاپ لاس خود را قرار دادهاند).
سقفهای برابر (EQH) و کفهای برابر (EQL)
وقتی دو یا چند سقف را تقریباً در یک سطح میبینید (که در تحلیل خرد «سقف دوقلو» نامیده میشود)، معاملهگران SMC آن را یک «استخر نقدینگی» میبینند. به معاملهگران خرد آموزش داده شده که در آنجا بفروشند و استاپ خود را دقیقاً بالای آن قرار دهند. پول هوشمند اغلب قیمت را به بالای آن سقفهای برابر میکشاند تا آن نقدینگی را «جمعآوری» (Grab) کند و سپس به سمت پایین حرکت کند.
هشدار: هرگز صرفاً به این دلیل که قیمت به یک سطح رسیده وارد معامله نشوید. منتظر «پاکسازی» (Sweep) نقدینگی و سپس یک CHoCH بمانید تا تایید شود که بازیگران بزرگ شکار خود را تمام کردهاند.
اوردربلاکها و عرضه/تقاضا
یک اوردربلاک (OB) در واقع یک کندل یا ناحیه خاص است که بازیگران سازمانی قبلاً سفارشهای بزرگی را در آنجا ثبت کردهاند.
- اوردربلاک صعودی: آخرین کندل «نزولی» قبل از یک حرکت صعودی شدید که منجر به شکست ساختار میشود.
- اوردربلاک نزولی: آخرین کندل «صعودی» قبل از یک حرکت نزولی شدید که منجر به شکست ساختار میشود.
چرا اوردربلاکها عمل میکنند؟
وقتی یک بانک بازار را در عرض چند دقیقه ۱۰۰ پیپ حرکت میدهد، اغلب برخی از سفارشهای آنها پر نشده باقی میماند. قیمت در نهایت به این «بلاکها» بازمیگردد تا آن سفارشهای باقیمانده را «میتیگیت» (تصفیه) کند.
مثال: GBP/USD به شدت از 1.2700 به 1.2600 سقوط میکند. آخرین کندل سبز در 1.2700 قبل از آن ریزش، اوردربلاک نزولی شماست. اگر قیمت به محدوده 1.2690-1.2700 بازگشت، به دنبال ستاپ فروش باشید.
درک اصول تحلیل تکنیکال در اینجا مفید است، اما SMC دلیل اصلی پشت حرکات قیمت را اضافه میکند.
آهنربای بازار: شکاف ارزش منصفانه (FVG)
یک شکاف ارزش منصفانه (FVG) که به عنوان عدم تعادل (Imbalance) نیز شناخته میشود، زمانی رخ میدهد که قیمت آنقدر سریع حرکت میکند که یک «حفره» در چارت ایجاد میشود؛ جایی که فقط یک سمت بازار (خریداران یا فروشندگان) فعال بودهاند.
در یک توالی سه کندلی، FVG فاصله بین سایه (Wick) کندل اول و سایه کندل سوم است.
- چرا اهمیت دارد: بازار از عدم تعادل متنفر است. این نواحی مانند آهنربا عمل میکنند و در نهایت قیمت را به عقب میکشند تا آن شکاف را پر کنند و اطمینان حاصل شود که «ارزش منصفانه» به هر دو طرف ارائه شده است.
مثال:
سقف کندل اول: 1.1000
کندل دوم: کندل سبز بزرگ که تا 1.1050 حرکت میکند
کف کندل سوم: 1.1020
شکاف بین 1.1000 و 1.1020 همان FVG شماست. انتظار داشته باشید قیمت قبل از ادامه حرکت صعودی، به این ناحیه ۲۰ پیپی بازگردد.
مدل ورود SMC
بیایید این اصطلاحات را در یک سناریوی معاملاتی عملی و گامبهگام قرار دهیم. اینگونه است که اصطلاحات را به یک استراتژی تبدیل میکنید.
- شناسایی روند تایمفریم بالا (HTF): در چارت 4H، جفتارز EUR/USD صعودی است و به تازگی یک BOS در 1.0950 ایجاد کرده است.
- یافتن محدوده مورد نظر (POI): یک اوردربلاک صعودی یا یک FVG در نزدیکی سطح 1.0900 (ناحیه ارزانقیمت یا Discount) پیدا کنید.
- انتظار برای پاکسازی نقدینگی: قیمت به 1.0900 سقوط میکند. قیمت به زیر کفهای برابر در 1.0890 نفوذ میکند تا نقدینگی سمت فروش را جمع کند.
- تایید در تایمفریم پایین (LTF): به چارت 1m یا 5m بروید. به دنبال یک CHoCH (شکست آخرین سقف کوچک) باشید.
- اجرا: در بازگشت قیمت به اوردربلاک تایمفریم 1m وارد معامله شوید.
ریسک محاسبه شده: اگر در 1.0905 با استاپ لاس در 1.0895 (۱۰ پیپ) وارد شوید و هدف خود را سقف 4H در 1.0985 (۸۰ پیپ) قرار دهید، نسبت ریسک به ریوارد ۱ به ۸ دارید. در یک لات استاندارد، با ریسک ۱۰۰ دلار میتوانید ۸۰۰ دلار سود کنید.
همیشه به یاد داشته باشید که از استراتژیهای مدیریت ریسک دقیق برای محافظت از سرمایه خود استفاده کنید، زیرا هیچ مفهومی ۱۰۰٪ مواقع عمل نمیکند.
نتیجهگیری
انتقال از الگوهای خرد به مفاهیم پول هوشمند مانند تغییر بازی از دوز به شطرنج است. این کار نیاز به صبر و تغییر دیدگاه دارد. به جای اینکه بپرسید «حمایت کجاست؟»، بپرسید «نقدینگی کجاست؟» و «سفارشهای پر نشده کجا هستند؟»
تسلط بر اصطلاحاتی مانند BOS، CHoCH و اوردربلاکها تازه شروع کار است. مهارت واقعی در دیدن نحوه تعامل آنها در تایمفریمهای مختلف نهفته است.
قدم بعدی شما؟ پلتفرم معاملاتی خود را باز کنید، یک جفتارز اصلی مانند EUR/USD را انتخاب کنید و سعی کنید امروز یک CHoCH را در چارت ۱۵ دقیقهای شناسایی کنید. هنوز معامله نکنید؛ فقط مشاهده کنید که قیمت چگونه واکنش نشان میدهد.
سوالات متداول
تفاوت بین SMC و پرایس اکشن چیست؟
SMC شکل تخصصیتری از پرایس اکشن است که به طور خاص بر ردپای موسسات مانند پاکسازی نقدینگی و اوردربلاکها تمرکز دارد، به جای الگوهای عمومی مانند سر و شانه یا کنج. این سبک به دنبال توضیح چرایی حرکت قیمت بر اساس جریان سفارشات است.
آیا مفاهیم پول هوشمند برای مبتدیان سودآور است؟
اگرچه این مفاهیم قدرتمند هستند، اما میتوانند پیچیده باشند. مبتدیان باید قبل از غرق شدن در اصطلاحات SMC، ابتدا روانشناسی معاملات و مکانیسمهای پایه بازار را درک کنند تا دچار «فلج تحلیلی» نشوند.
چگونه یک اوردربلاک معتبر پیدا کنم؟
یک اوردربلاک معتبر باید منجر به شکست ساختار (BOS) شود و در حالت ایدهآل یک شکاف ارزش منصفانه (FVG) از خود به جای بگذارد. اگر حرکت بعد از کندل منجر به شکست ساختار نشود، احتمالاً ردپای سازمانی مهمی نیست.
کدام تایمفریم برای SMC بهترین است؟
SMC در همه تایمفریمها کار میکند زیرا بازار فراکتال است. با این حال، اکثر معاملهگران موفق از «تحلیل مولتی تایمفریم» استفاده میکنند؛ یعنی روند و POIها را در چارتهای 4H یا روزانه شناسایی کرده و به دنبال ورود (CHoCH) در چارتهای 1m یا 5m میگردند.
همین حالا شروع کنید
با اسپرد ۰.۰ پیپ و بیش از ۵۰۰ ابزار معاملاتی، به هزاران تریدر حرفهای بپیوندید.
درباره نویسنده
