معاملهگری به روش مفهوم پول هوشمند (SMC) - توضیح داده شد
مفهوم پول هوشمند (SMC) را کشف کنید، یک استراتژی معاملاتی که بر ردیابی سرمایهگذاران نهادی برای شناسایی نواحی کلیدی عرضه و تقاضا در بازار متمرکز است.
FXNX
writer

To immediately establish the professional, institutional-grade nature of SMC trading and visually de
معاملهگری به سبک اسمارت مانی (SMC): غوص در عمق منطق سازمانی
تا به حال آن حس ناخوشایند را تجربه کردهاید که یک استاپ لاس عالی تنظیم میکنید، بازار دقیقاً به اندازهای حرکت میکند که شما را از معامله خارج کند و سپس بلافاصله ۱۰۰ پیپ در جهت اولیه شما حرکت میکند؟ انگار شخصی است، اینطور نیست؟ گویی شخصی با کتوشلوار در یک بانک بزرگ نشسته و معامله ۵۰۰ دلاری شما را زیر نظر دارد تا آن را برباید.
در حالی که بازار به دنبال شخص شما نیست، اما طوری طراحی شده است که به دنبال نقدینگی باشد. آن «شکار استاپ» (Stop Hunt) که تجربه کردید، در واقع مکانیسم اصلی نحوه عملکرد بزرگترین موسسات مالی جهان است. اینجاست که مفاهیم اسمارت مانی (SMC) وارد عمل میشوند. به جای استفاده از اندیکاتورهای تاخیری مانند RSI یا MACD، سبک SMC به شما میآموزد که ردپای باقیمانده از بانکهای مرکزی، صندوقهای پوشش ریسک و غولهای سازمانی را بخوانید.
در این راهنما، ما اصطلاحات پیچیده را کنار میگذاریم و به نحوه حرکت واقعی بازار نگاه میکنیم. شما یاد خواهید گرفت که چگونه از «نقدینگی» بودن دست بردارید و در کنار بازیگرانی معامله کنید که واقعاً بازار را حرکت میدهند.
فلسفه: اسمارت مانی کیست؟
برای درک SMC، ابتدا باید یک حقیقت تلخ را بپذیریم: دنیای معاملهگران خرد (من، شما و میلیونها نفر دیگر) بازار را حرکت نمیدهد. طبق آمار بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS)، بازار جهانی فارکس روزانه بیش از ۷.۵ تریلیون دلار گردش مالی دارد. بخش عمدهای از این حجم از طرف «اسمارت مانی» یا همان پول هوشمند تأمین میشود؛ یعنی بانکهای مرکزی، بانکهای تجاری عظیم (مانند JP Morgan یا Deutsche Bank) و صندوقهای سازمانی.
این بازیگران مانند ما معامله نمیکنند. آنها نمیتوانند به سادگی روی یک موقعیت ۱۰,۰۰۰ لاتی کلیک کنند بدون اینکه قیمت را علیه خودشان حرکت دهند. آنها به نقدینگی نیاز دارند. به زبان ساده، برای اینکه یک بانک بزرگ ۵۰۰ میلیون دلار EUR/USD بخرد، باید ۵۰۰ میلیون دلار سفارش فروش پیدا کند. آنها این سفارشها را کجا پیدا میکنند؟ معمولاً درست پشت سطوح «واضح» حمایت و مقاومت، جایی که معاملهگران خرد استاپ لاسهای خود را پنهان کردهاند.
سبک SMC یک استراتژی «جادویی» نیست؛ بلکه چارچوبی برای شناسایی نقاطی است که احتمالاً این بازیگران بزرگ وارد یا خارج میشوند. با درک روانشناسی معاملات سازمانی، میتوانید از جنگیدن با روند دست بردارید و سوار بر موجهایی شوید که توسط نهنگها ایجاد شده است.
ساختار بازار: فونداسیون SMC
قبل از اینکه به دنبال الگوهای فانتزی بگردید، باید درک کنید که بازار به کجا میرود. در SMC، ما بر دو تغییر ساختاری اصلی تمرکز میکنیم: BOS (شکست ساختار) و CHoCH (تغییر ماهیت).
شکست ساختار (BOS)
یک BOS زمانی رخ میدهد که بازار به روند فعلی خود ادامه دهد. در یک روند صعودی، BOS زمانی اتفاق میافتد که قیمت سقف بالاتر قبلی (HH) را میشکند.
مثال: تصور کنید GBP/USD در حال حرکت صعودی است. قیمت به 1.2650 میرسد، تا 1.2600 اصلاح میکند و سپس با قدرت از 1.2650 عبور کرده و به 1.2700 میرسد. آن شکست بالای 1.2650 همان BOS شماست که تأیید میکند خریداران همچنان کنترل بازار را در دست دارند.
تغییر ماهیت (CHoCH)
این اولین نشانه از احتمال پایان یک روند است. CHoCH زمانی رخ میدهد که قیمت نتواند سقف جدیدی ایجاد کند (در روند صعودی) و در عوض، کف بالاتر قبلی (HL) را میشکند.
نکته حرفهای: یک اصلاح کوچک را با CHoCH اشتباه نگیرید. یک تغییر ماهیت واقعی معمولاً در تایمفریمهای بالاتر (مانند 4H یا روزانه) اتفاق میافتد و با یک حرکت قدرتمند و تکانهای همراه است.
نقدینگی: سوخت بازار
در SMC، نقدینگی همه چیز است. اگر نقدینگی را روی نمودار نمیبینید، احتمالاً خودتان نقدینگی هستید. دو نوع اصلی نقدینگی وجود دارد که باید مراقب آنها باشید:
- سقفها و کفهای برابر (سقف/کف دوقلو): معاملهگران خرد اینها را به عنوان حمایت یا مقاومت قوی میبینند. پول هوشمند آنها را به عنوان تودهای از استاپ لاسها میبیند که منتظر جمعآوری هستند.
- نقدینگی خط روند: وقتی قیمت از یک خط مورب بینقص پیروی میکند، معاملهگران استاپهای خود را درست زیر آن قرار میدهند. منتظر یک حرکت تند برای «پاکسازی» آن خط قبل از شروع حرکت واقعی باشید.
هشدار: فقط به این دلیل که قیمت به یک سطح حمایتی رسیده است، وارد معامله نشوید. منتظر «سویپ» (Sweep) بمانید؛ یعنی یک سایه (Wick) سریع که به زیر حمایت نفوذ میکند تا استاپها را جمع کند، و سپس به دنبال نقطه ورود بگردید.
اوردربلاکها و شکافهای ارزش منصفانه
حالا به بخش «کجا» در معامله میرسیم. پول هوشمند واقعاً کجا وارد میشود؟
اوردربلاکها (OB)
یک اوردربلاک یک کندل (یا محدوده) خاص است که بازیگران سازمانی قبلاً سفارشهای بزرگی را در آنجا قرار دادهاند.
- اوردربلاک صعودی (Bullish OB): آخرین کندل نزولی قبل از یک حرکت صعودی شدید که منجر به شکست ساختار میشود.
- اوردربلاک نزولی (Bearish OB): آخرین کندل صعودی قبل از یک حرکت نزولی شدید که منجر به شکست ساختار میشود.
اینها را به عنوان «نواحی عرضه و تقاضا» در حالت پیشرفته در نظر بگیرید. ما انتظار داریم قیمت به این نواحی بازگردد تا سفارشهای باقیمانده را فعال یا «تعدیل» (Mitigate) کند.
شکافهای ارزش منصفانه (FVG)
یک شکاف ارزش منصفانه زمانی رخ میدهد که قیمت آنقدر سریع حرکت میکند که یک شکاف واقعی در اکشن قیمت باقی میماند، جایی که فقط یک طرف بازار (خریداران یا فروشندگان) حضور داشتهاند. در نمودار، این به شکل یک کندل بزرگ دیده میشود که سایههای کندلهای مجاور آن، بدنه آن را پوشش نمیدهند.
مثال: سقف کندل ۱ در 1.0800 است. کندل ۲ یک کندل سبز بزرگ است که به 1.0850 میرسد. کف کندل ۳ فقط تا 1.0820 پایین میآید. فضای بین 1.0800 و 1.0820 یک FVG است. قیمت تمایل دارد برگردد و این شکافها را «پر» کند.
استراتژی ورود SMC: یک مثال کاربردی
بیایید این را در یک سناریوی واقعی روی EUR/USD پیاده کنیم.
- شناسایی روند تایمفریم بالا (HTF): نمودار 4H یک روند صعودی واضح با یک BOS اخیر در 1.0900 را نشان میدهد.
- تعیین ناحیه ارزانفروشی (Discount): ابزار فیبوناچی را از کف اخیر (1.0800) تا سقف (1.1000) رسم کنید. ما فقط میخواهیم در ناحیه «دیسکانت» (زیر سطح ۵۰٪) خرید کنیم.
- یافتن اوردربلاک: یک اوردربلاک صعودی در 1.0850، دقیقاً داخل یک شکاف ارزش منصفانه (FVG) میبینیم.
- انتظار برای سویپ: قیمت کاهش مییابد، نقدینگی زیر یک کف کوچک در 1.0860 را جمع میکند و به اوردربلاک 1.0850 ما برخورد میکند.
- تأیید تایمفریم پایین (LTF): به نمودار ۵ دقیقهای بروید. منتظر یک CHoCH (شکست بالای یک سقف اخیر در ۵ دقیقه) بمانید.
تنظیمات معامله:
- نقطه ورود: 1.0855 (پس از تأیید CHoCH در ۵ دقیقه)
- استاپ لاس: 1.0840 (۱۵ پیپ، درست زیر اوردربلاک)
- تیک پرافیت: 1.0990 (هدفگذاری سقف اخیر HTF)
- ریسک به ریوارد: ۱۳۵ پیپ سود / ۱۵ پیپ ریسک = ۹:۱ R:R
این را با یک استراتژی استاندارد خرد مقایسه کنید که ممکن است ۵۰ پیپ ریسک کند تا ۵۰ پیپ به دست آورد. به همین دلیل است که معاملهگران SMC میتوانند نرخ برد پایینی داشته باشند اما همچنان بسیار سودآور باشند.
مدیریت ریسک برای معاملهگر SMC
از آنجایی که SMC اجازه میدهد استاپ لاسهای بسیار کوچکی داشته باشید، وسوسه استفاده از «لات بالا» بسیار زیاد است. اگر استاپ شما فقط ۱۰ پیپ باشد، یک موقعیت ۱ لاتی فقط ۱۰۰ دلار ریسک دارد. با این حال، استاپهای کوچک اغلب شکار میشوند.
- قانون ۱٪: هرگز بیش از ۱٪ از حساب خود را در هر معامله ریسک نکنید. اگر یک حساب ۱۰,۰۰۰ دلاری دارید، حداکثر ضرر شما ۱۰۰ دلار است.
- در نظر گرفتن اسپرد: در SMC، ورودهای شما دقیق هستند. همیشه ۱-۲ پیپ به استاپ لاس خود اضافه کنید تا اسپردهای بروکر را پوشش دهید، در غیر این صورت حتی اگر تحلیل درست باشد، با اختلاف بسیار کمی استاپ میخورید. درباره استراتژیهای ضروری مدیریت ریسک بیشتر بیاموزید تا سرمایه خود را ایمن نگه دارید.
نتیجهگیری
مفاهیم اسمارت مانی به معنای یافتن یک اندیکاتور مخفی نیست؛ بلکه به معنای تغییر دیدگاه شماست. این یعنی درک کنید که بازار مکانیسمی برای انتقال پول از کسانی است که نقدینگی را درک نمیکنند به کسانی که آن را میشناسند.
با باز کردن نمودارهای خود و جستجوی BOSهای قدیمی و جاهایی که نقدینگی قبل از یک حرکت بزرگ جمعآوری شده است، شروع کنید. هنوز به صورت زنده معامله نکنید؛ SMC به یک «چشم آموزشدیده» نیاز دارد. دو هفته آینده را صرف بکتست این مفاهیم در یک حساب دمو کنید.
قدم بعدی شما: به پلتفرم معاملاتی خود بروید، یک جفت ارز اصلی مانند EUR/USD را انتخاب کنید و سعی کنید سه «سویپ نقدینگی» اخیر را در نمودار ۱ ساعته شناسایی کنید. وقتی بدانید به دنبال چه هستید، از اینکه چقدر واضح میشوند تعجب خواهید کرد.
سوالات متداول
آیا SMC بهتر از معاملهگری با پرایس اکشن است؟
در واقع SMC شکلی از پرایس اکشن پیشرفته است. در حالی که پرایس اکشن سنتی به الگوهایی مانند سر و شانه نگاه میکند، SMC به دلیل شکلگیری آن الگوها با تمرکز بر عرضه، تقاضا و نقدینگی سازمانی نگاه میکند.
آیا میتوانم از SMC در تایمفریمهای پایین مانند ۱ دقیقه استفاده کنم؟
بله، SMC فراکتال است، به این معنی که همان الگوها در همه تایمفریمها ظاهر میشوند. با این حال، برای معاملهگران متوسط، به شدت توصیه میشود که با تایمفریمهای 4H و 1H شروع کنند تا از «نویز» نمودار ۱ دقیقهای دور بمانند.
چگونه یک اوردربلاک معتبر پیدا کنم؟
یک اوردربلاک معتبر باید منجر به شکست ساختار (BOS) شود. اگر یک کندل منجر به شکست سقف یا کف قبلی نشود، فقط یک کندل معمولی است، نه یک ناحیه سازمانی با احتمال بالا.
رایجترین اشتباه در معاملات SMC چیست؟
بهینهسازی بیش از حد ورودها. بسیاری از معاملهگران سعی میکنند استاپ لاس ۲ پیپی داشته باشند تا ریوارد ۵۰:۱ بگیرند، اما در نهایت قبل از حرکت اصلی، توسط اسپرد بازار یا نوسانات جزئی استاپ میخورند. دقت مهمتر از غرور است.
همین حالا شروع کنید
با اسپرد ۰.۰ پیپ و بیش از ۵۰۰ ابزار معاملاتی، به هزاران تریدر حرفهای بپیوندید.
درباره نویسنده
