چالشهای پراپ تکمرحلهای در مقابل دومرحلهای: هزینه پنهان سرعت
فکر میکنید حذف یک مرحله راه میانبر است؟ با وجود دراداون شناور و سقف لوریج، مدل تکمرحلهای هزینههایی پنهان دارد که میتواند مسیر معاملهگری شما را نابود کند.
FXNX
writer

تصور کنید که به تازگی ۵٪ سود در حساب پراپ تکمرحلهای جدید خود کسب کردهاید. فکر میکنید نیمی از راه فاندینگ را طی کردهاید. اما وقتی داشبورد خود را چک میکنید، متوجه میشوید که سطح حداکثر دراداون (Drawdown) شما همگام با سودتان بالا آمده است و عملاً «فضای تنفس» شما را به کسری از آنچه در ابتدا بود، کاهش داده است. این همان تله «دراداون شناور» (Trailing Drawdown) است؛ یک مانع ریاضی که وعده فاندینگ سریع را به یک قمار پرریسک تبدیل میکند. در حالی که جذابیت حذف یک مرحله بسیار قوی است، مسیر حرفهای برای رسیدن به سرمایه بلندمدت اغلب بسیار متفاوت به نظر میرسد. امروز، ما لایههای تبلیغاتی را کنار میزنیم تا ببینیم چرا مدل «کندترِ» دومرحلهای، اغلب مسیر سریعتری برای رسیدن به یک حرفه معاملهگری پایدار است.
تله دراداون: چرا مدلهای تکمرحلهای فضای معاملهگری شما را کوچک میکنند
در دنیای شرکتهای پراپ، همه دراداونها یکسان نیستند. اکثر چالشهای دومرحلهای از یک دراداون ثابت یا مبتنی بر بالانس (Static/Balance-Based Drawdown) استفاده میکنند. این بدان معناست که اگر یک حساب $100,000 با حداکثر دراداون ۱۰٪ داشته باشید، «توقف قطعی» شما روی $90,000 است. چه حساب را به $105,000 برسانید و چه به $110,000، کف حساب شما روی $90,000 باقی میماند (یا بر اساس بالانس شروع روز بازنشانی میشود).
مدلهای تکمرحلهای اغلب از دراداون شناور (Trailing Drawdown) استفاده میکنند. این دراداون از «اوج ارزش حساب» (High Water Mark) شما پیروی میکند؛ یعنی بالاترین نقطهای که اکوئیتی یا بالانس شما به آن رسیده است.
اثر «چرخدندهای»: چگونه سودها میتوانند ریسک شما را افزایش دهند

تصور کنید در حال معامله در یک حساب تکمرحلهای $100,000 با دراداون شناور ۶٪ هستید. کف اولیه شما $94,000 است. شما یک معامله عالی روی GBP/USD انجام میدهید و اکوئیتی شما به $104,000 میرسد. از آنجایی که دراداون شناور است، کف جدید شما اکنون $97,760 است ($104,000 - 6%).
مثال: اگر آن معامله GBP/USD اصلاح کند و شما آن را در $101,000 ببندید، شما فنی ۱,۰۰۰ دلار در سود هستید. با این حال، کف دراداون شما در $97,760 باقی مانده است. اکنون شما به جای ۶,۰۰۰ دلار اولیه، تنها ۳,۲۴۰ دلار فضای تنفس دارید.
این وضعیت یک «قفل اکوئیتی» ایجاد میکند. برای پاس کردن، شما اساساً باید یک بازی بینقص ارائه دهید. اگر یک معامله برنده بزرگ داشته باشید که قبل از برخورد به حد سود (Take-profit)، عقبنشینی قابل توجهی داشته باشد، ممکن است حساب را از دست بدهید در حالی که نسبت به بالانس اولیه هنوز در سود خالص هستید. به همین دلیل است که بسیاری از معاملهگران متوجه میشوند که انتقال به یک چارچوب بقا با دراداون پایین تنها راه برای مدیریت این حسابهاست.
احتمالات ریاضی: آیا یک هدف ۱۰ درصدی سختتر از دو هدف کوچکتر است؟
در نگاه اول، رسیدن به یک هدف ۱۰٪ راحتتر از رسیدن به یک هدف ۸٪ و به دنبال آن یک هدف ۵٪ به نظر میرسد. اما ریاضیات داستان دیگری را روایت میکند.
مانع ۱۰ درصدی در مقابل تقسیم ۸٪ و ۵٪
برای رسیدن به هدف ۱۰٪ در یک مرحله، شما مجبور هستید سطح خاصی از تهاجم را در تمام مدت حفظ کنید. اگر از یک محاسبه استاندارد ریسک ورشکستگی (Risk-of-Ruin) استفاده کنید، احتمال رسیدن به قله ۱۰٪ قبل از برخورد به دره ۶٪، از نظر آماری کمتر از رسیدن به اهداف کوچکتر با یک بازنشانی (Reset) در بین آنهاست.
در مدل دومرحلهای، به محض اینکه به هدف ۸٪ رسیدید، بازی بازنشانی میشود. شما یک حساب تازه، یک حد دراداون تازه و از همه مهمتر، یک بازنشانی روانی دریافت میکنید. مرحله دوم ۵ درصدی به عنوان یک مرحله «تایید» عمل میکند.
نسبت ریسک به ریوارد و برتری آماری
اگر با نسبت ریسک به ریوارد (RR) ۱:۲ معامله کنید و در هر معامله ۱٪ ریسک کنید:
- تکمرحلهای: شما به خالص ۱۰ واحد پاداش نیاز دارید. یک زنجیره باخت کوچک در ابتدا با دراداون شناور میتواند چالش را فوراً تمام کند.

- دومرحلهای: شما به ۸ واحد و سپس ۵ واحد نیاز دارید.
مدل دومرحلهای اجازه «نویز آماری» بیشتری را میدهد. شما میتوانید یک دوره دراداون را در مرحله ۱ تجربه کنید، بازیابی شوید، پاس کنید و سپس مرحله ۲ را با یک لوح کاملاً سفید شروع کنید. مدلهای تکمرحلهای اغلب منجر به «معاملات انتقامی» میشوند، زیرا معاملهگر با نزدیک شدن به مرز ۱۰٪، میترسد که یک عقبنشینی کوچک باعث برخورد به کف دراداون شناور شود.
سقف لوریج: چگونه حسابهای تکمرحلهای استراتژی شما را محدود میکنند
شرکتهای پراپ خیریه نیستند؛ آنها مدیر ریسک هستند. وقتی مسیر تکمرحلهای را پیشنهاد میدهند، ریسک افزایشیافته خود را با تغییر یک اهرم بسیار خاص جبران میکنند: قدرت خرید (Buying Power).
۱:۳۰ در مقابل ۱:۱۰۰: چرا قدرت خرید مهم است
بسیار رایج است که حسابهای تکمرحلهای به لوریج ۱:۳۰ محدود شوند، در حالی که حسابهای دومرحلهای از لوریج ۱:۱۰۰ بهره میبرند. برای یک سوئینگ تریدر، این ممکن است مهم نباشد. اما برای کسی که چندین موقعیت را مدیریت میکند یا از استراتژیهای فرکانس بالا استفاده میکند، این یک قفس است.
نکته حرفهای: لوریج پایینتر، مارجین مورد نیاز برای باز کردن یک موقعیت را افزایش میدهد. در یک حساب $100,000 با لوریج ۱:۱۰۰، یک موقعیت ۱ لاتی EUR/USD ممکن است به حدود ۱,۱۰۰ دلار مارجین نیاز داشته باشد. در لوریج ۱:۳۰، همان موقعیت به حدود ۳,۶۰۰ دلار نیاز دارد.
اگر اسکالپری هستید که دوست دارید وارد پوزیشنهای متعدد شوید یا جفتارزهای با همبستگی بالا را به طور همزمان معامله کنید، در حساب تکمرحلهای بسیار سریعتر به «دیوار مارجین» برخورد خواهید کرد. این عدم انعطافپذیری شما را مجبور میکند معاملات کمتری انجام دهید، که در واقع میتواند با قانون اعداد بزرگ که برای اثبات برتری آماری استراتژی شما لازم است، تداخل ایجاد کند.
فراتر از مرحله: افشای قوانین پنهان و محدودیتهای ثبات
از آنجایی که مانع ورود «پایینتر» است (فقط یک مرحله)، شرکتها اغلب بندهای «غافلگیرکننده» را در متن قرارداد مدلهای تکمرحلهای میگنجانند تا از سرمایه خود در برابر قماربازان خوششانس محافظت کنند.
«متنهای ریز» در مدلهای تکمرحلهای

- قانون ۵۰ درصد: برخی شرکتها شرط میکنند که هیچ معامله واحدی نباید بیش از ۵۰٪ از کل هدف سود شما را شامل شود. اگر یک حرکت خبری بزرگ شکار کنید که ۶٪ از هدف ۱۰ درصدی شما را محقق کند، ممکن است در معیارهای پاس شدن شما محاسبه نشود.
- انحراف حجم لات (Lot Size Deviation): ممکن است از شما خواسته شود که تمام معاملات را در محدوده درصد معینی از حجم لات «متوسط» خود نگه دارید. این کار از «قمار کردن» معاملهگران برای تمام کردن ۱٪ آخر چالش جلوگیری میکند.
این قوانین ثبات (Consistency) اغلب در محیطهای تکمرحلهای بسیار سختگیرانهتر هستند. در مقابل، مدلهای دومرحلهای — که قبلاً شما را در دو چرخه متمایز بازار ارزیابی کردهاند — عموماً محیط حرفهایتری با محدودیتهای کمتر در مورد نحوه معامله اخبار یا نگه داشتن پوزیشن در آخر هفته ارائه میدهند. درک روانشناسی شرکتهای پراپ در اینجا کلیدی است: شرکت میخواهد یک فرآیند تکرارپذیر را ببیند، نه یک موفقیت تصادفی.
همسویی استراتژی: تطبیق سبک معاملاتی با مدل مناسب
انتخاب بین این مدلها نباید با شیر یا خط انجام شود. این باید یک انتخاب آگاهانه بر اساس دادههای شما باشد. اگر قبلاً این کار را نکردهاید، از MT5 Strategy Tester استفاده کنید تا ببینید سیستم شما چگونه با دراداونهای شناور برخورد میکند.
انتخاب حرفهایها: چرا سوئینگ تریدرها مدل دومرحلهای را ترجیح میدهند
سوئینگ تریدرها به فضایی برای تنفس بازار نیاز دارند. معاملهای که سه روز طول میکشد تا به نتیجه برسد، تقریباً قطعاً نوسانات اکوئیتی خواهد داشت. یک دراداون ثابت (دومرحلهای) به شما اجازه میدهد این نوسانات را پشت سر بگذارید. اما یک دراداون شناور (تکمرحلهای) ممکن است کف حساب شما را در سطحی «قفل» کند که باعث شود توسط شرکت استاپاوت شوید، حتی اگر حد ضرر فنی شما هرگز لمس نشده باشد.
قمار تکمرحلهای برای اسکالپرهای با نرخ برد بالا
اگر اسکالپری با نرخ برد بسیار بالا (+۷۰٪) و حد سودهای بسیار کوچک هستید، دراداون شناور برای شما اهمیت کمتری دارد زیرا منحنی اکوئیتی شما یک خط قطری صاف رو به بالاست. در این مورد خاص، سرعت چالش تکمرحلهای ممکن است واقعاً یک مزیت باشد.
نتیجهگیری
انتخاب بین چالش تکمرحلهای و دومرحلهای فقط در مورد سرعت دریافت مدرک نیست؛ بلکه در مورد محیط ریاضی است که برای رقابت انتخاب میکنید. در حالی که مدل تکمرحلهای جذابیت سرعت را دارد، دراداون شناور و لوریج پایینتر اغلب یک «تله ریاضی» ایجاد میکنند که به نفع شرکت پراپ است. در مقابل، مدل دومرحلهای با دراداون ثابت و لوریج بالاتر، چارچوب حرفهای لازم برای موفقیت بلندمدت را فراهم میکند.

قبل از اینکه در چالش بعدی خود روی دکمه «خرید» کلیک کنید، از خود بپرسید: آیا به دنبال یک قمار سریع هستید یا در حال ساختن یک حرفه؟
گام بعدی: «فایل اکسل مقایسه مدلهای پراپ فرم» ما را دانلود کنید تا دقیقاً محاسبه کنید که دراداون شناور چگونه بر استراتژی خاص شما قبل از شروع چالش بعدی تأثیر میگذارد.
سوالات متداول
آیا چالش پراپ تکمرحلهای برای مبتدیان بهتر است؟
در واقع خیر. به دلیل دراداون شناور و قوانین ثبات سختگیرانهتر، چالشهای تکمرحلهای اغلب به مدیریت معامله دقیقتری نیاز دارند که آنها را برای مبتدیانی که هنوز بر احساسات یا محاسبات ریسک خود مسلط نشدهاند، دشوارتر میکند.
دراداون شناور (Trailing Drawdown) در شرکت پراپ چیست؟
دراداون شناور یک قانون مدیریت ریسک است که در آن حداکثر سطح ضرر مجاز شما با افزایش اکوئیتی یا بالانس حساب بالا میرود. برخلاف دراداون ثابت، این مدل بالاترین نقطه سود شما را «قفل» میکند، به این معنی که اگر سودهای شما کاهش یابد، فضای معامله در دسترس شما کوچک میشود.
چرا چالشهای تکمرحلهای لوریج کمتری دارند؟
شرکتها لوریج کمتری (مانند ۱:۳۰) را در حسابهای تکمرحلهای ارائه میدهند تا ریسک خود را محدود کنند. از آنجایی که تنها یک مرحله ارزیابی وجود دارد، آنها از لوریج پایین استفاده میکنند تا از گرفتن پوزیشنهای بیش از حد بزرگ توسط معاملهگران که میتواند باعث ضررهای سنگین در یک رویداد بازار شود، جلوگیری کنند.
آیا میتوانم در حسابهای تکمرحلهای اخبار را معامله کنم؟
این بستگی به شرکت دارد، اما بسیاری از مدلهای تکمرحلهای نسبت به مدلهای دومرحلهای ممنوعیتهای سختگیرانهتری برای معامله در زمان خبر دارند. همیشه قبل از معامله در رویدادهای با تأثیر بالا، بخش «ثبات» (Consistency) یا «معاملات ممنوعه» را در شرایط خدمات شرکت بررسی کنید.
همین حالا شروع کنید
با اسپرد ۰.۰ پیپ و بیش از ۵۰۰ ابزار معاملاتی، به هزاران تریدر حرفهای بپیوندید.
درباره نویسنده
