ICT در مقابل SMC: نقشه راه ترکیبی برای تسلط بر پرایس اکشن
از شکست ستاپهای «کامل» خسته شدهاید؟ یاد بگیرید چگونه فاصله بین ساختار SMC و زمانبندی ICT را پر کنید تا یک استراتژی ترید ترکیبی با احتمال موفقیت بالا بسازید.
FXNX
writer

شما یک اوردر بلاک (Order Block) عالی را شناسایی کردهاید. روند بازار واضح است، «تغییر ماهیت» (CHoCH) بهتازگی رخ داده و شما با اطمینان کامل سفارش لیمیت خود را ثبت میکنید. دقایقی بعد، قیمت طوری از زون شما عبور میکند که انگار اصلاً وجود نداشته است، و دقیقاً همانجایی که فکر میکردید تغییر جهت میدهد—اما درست بعد از زدن استاپ لاس شما. اگر این سناریو برایتان آشناست، احتمالاً در میان جدال ICT در مقابل SMC گرفتار شدهاید. در حالی که تریدرهای خرد بر سر اینکه کدام «فرقه» برتر است بحث میکنند، تریدرهای حرفهای سطح متوسط در سکوت از یک رویکرد ترکیبی (Hybrid) استفاده میکنند. واقعیت این است که SMC نقشه را به شما میدهد، اما ICT ساعت را در اختیارتان میگذارد. درک ریشه و همپوشانی فنی بین این دو چارچوب فقط یک بحث آکادمیک نیست؛ بلکه کلید توقف چرخه «شکار استاپ» (Stop-hunt) و در نهایت یافتن تداوم در بازارهاست.
درک DNA: چرا SMC نسخه «لایت» ICT است
برای درک جایگاهی که در آن هستیم، باید به ریشه این مفاهیم نگاه کنیم. مفاهیم پول هوشمند (SMC) از ناکجاآباد پدید نیامدهاند. این سبک در واقع نسخهای سادهشده و بازطراحیشده از آموزشهای اصلی مایکل جی هادلستون (The Inner Circle Trader) است. در حالی که محتوای اصلی هادلستون بسیار گسترده، گاهی رمزآلود و شامل هزاران ساعت ویدیو است، سازندگان SMC بصریترین عناصر—مانند اوردر بلاکها، بریکرها (Breakers) و شکافهای نقدینگی—را گرفتند و آنها را به یک سیستم قابلفهم و «مناسب برای تریدرهای خرد» تبدیل کردند.
داستان پیدایش: از هادلستون تا توده مردم
ICT را مانند کد خام یک نرمافزار پیچیده و SMC را مانند رابط کاربری (UI) ساده آن در نظر بگیرید. SMC عالی است چون قابل دسترس است؛ شما میتوانید اصول اولیه را در یک آخر هفته یاد بگیرید. با این حال، با حذف پیچیدگیها، بسیاری از دورههای SMC دلیل اصلی (Why) پشت حرکات قیمت را نیز حذف کردهاند. وقتی فقط «شکل» یک الگو را بدون درک قصد نهادهای مالی ترید میکنید، خودتان تبدیل به همان نقدینگی میشوید که سعی داشتید در کنارش ترید کنید.

ترجمه اصطلاحات: رمزگشایی از سوپ الفبا
یکی از بزرگترین موانع برای تریدرهای متوسط، اصطلاحات تخصصی است. ممکن است بشنوید کسی از «تغییر ماهیت» (CHoCH) صحبت میکند و دیگری از «تغییر ساختار بازار» (MSS). در واقعیت، هر دو اغلب یک پدیده را توصیف میکنند. برای پر کردن این شکاف، از این جدول معادلسازی استفاده کنید:
نکته حرفهای: درگیر نامها نشوید. برای گفتگوهای انجمنها از اصطلاحات SMC استفاده کنید چون رایجتر هستند، اما منطق ICT Market Structure Shift logic را برای اجرای واقعی خود حفظ کنید. جابجایی (Displacement) یا همان «قدرت» پشت حرکت، بسیار مهمتر از برچسب آن است.
بعد گمشده: چرا «زمان» چاشنی مخفی ICT است که SMC نادیده میگیرد
اگر قرار است فقط یک چیز از این مقاله یاد بگیرید، بگذارید این باشد: قیمت فقط نیمی از معادله است. اکثر تریدرهای SMC شکست میخورند چون با بازار مانند یک دستگاه فروش خودکار ۲۴ ساعته رفتار میکنند. آنها یک اوردر بلاک «کامل» را در ساعت ۷:۰۰ عصر به وقت EST میبینند و تعجب میکنند که چرا قیمت از آن عبور میکند.
قیمت نیمی از معادله است: قدرت کیلزونها
ICT آموزش میدهد که بازار توسط الگوریتمی هدایت میشود که قیمت را در زمانهای خاصی ارائه میدهد. این زمانها به عنوان «کیلزون» (Killzones) شناخته میشوند. اگر یک ستاپ خارج از این پنجرهها رخ دهد، احتمال موفقیت آن به شدت کاهش مییابد. طبق دادههای CME Group، نقدینگی و نوسان ثابت نیستند؛ آنها حول بازگشاییهای خاص بازار متمرکز میشوند.
- کیلزون لندن (۲:۰۰ تا ۵:۰۰ صبح EST): اغلب سقف یا کف روزانه را ایجاد میکند.
- کیلزون نیویورک (۷:۰۰ تا ۱۰:۰۰ صبح EST): معمولاً ادامه حرکت لندن یا چرخش آن را ارائه میدهد.
پنجرههای ماکرو: زمانی که الگوریتمها واقعاً بیدار میشوند
درون این کیلزونها، ICT «ماکروها» (Macros) را شناسایی میکند—بازه های زمانی ۱۰ تا ۲۰ دقیقهای خاص که در آن الگوریتمهای فرکانس بالا (HFT) به دنبال نقدینگی میگردند. برای مثال، پنجره ۹:۵۰ تا ۱۰:۱۰ صبح EST یک ماکرو کلاسیک «سیلور بولت» است. اگر در ساعت ۱:۰۰ بعد از ظهر EST (منطقه مرده) به دنبال ترید هستید، در واقع در حال قمار روی نویزهای کمحجم بازار هستید. تسلط بر ICT Killzones به شما اجازه میدهد که تمام روز به دنبال ستاپ نگردید و فقط زمانی شکار کنید که عنصر «زمان» با سطح «قیمت» شما همسو شود.

مثال: تصور کنید جفتارز EUR/USD به یک اوردر بلاک ۱۵ دقیقهای در ۱.۰۹۲۰ میرسد. اگر این اتفاق در ساعت ۸:۳۰ صبح EST (بازگشایی نیویورک) رخ دهد، یک ترید با احتمال موفقیت بالاست. اگر در ساعت ۱۲:۳۰ بعد از ظهر EST در زمان ناهار «بسته شدن لندن» رخ دهد، احتمالاً یک تله است.
فرار از تله مکانیکی: چرا «رباتهای SMC» شکار نقدینگی میشوند
بزرگترین خطر برای تریدرهای متوسط، افتادن در دام ذهنیت «مکانیکی» است. این همان تله «ربات SMC» است: اگر الف اتفاق افتاد، پس ب باید رخ دهد. شما یک شکست ساختار میبینید و کورکورانه یک سفارش لیمیت روی کندلی که باعث آن شده قرار میدهید.
خطر ترید کورکورانه روی اوردر بلاکها
مؤسسات دقیقاً میدانند که تریدرهای خرد «پول هوشمند» استاپهای خود را کجا قرار میدهند. اغلب، اولین اوردر بلاک ایجاد شده پس از یک شکست، در واقع «القا» (Inducement) است—یک شیء درخشان که طراحی شده تا شما را زودتر وارد ترید کند تا بازار بتواند استاپ شما را بزند و به استخر نقدینگی واقعی در سطوح پایینتر دسترسی پیدا کند. به همین دلیل است که SMC Order Blocks often fail؛ چون شما مفهوم «جذب نقدینگی» (Draw on Liquidity) را درک نکردهاید.
منطق ICT: درک «چرا»ی شکست تریدها
ICT لایه «روایت» (Narrative) را اضافه میکند. به جای اینکه بپرسید «آیا این یک اوردر بلاک است؟»، بپرسید «قیمت قرار است به کجا برود؟». اگر سقفهای نسبتاً برابر (مقاومت خردهفروشی) بالای زون شما وجود دارد، آنجا هدف «جذب نقدینگی» است. بازار میخواهد آن سقفها را بزند. اگر اوردر بلاک شما درست زیر آن سقفها قرار دارد، احتمالاً به عنوان بخشی از حرکت به سمت هدف واقعی، از روی آن عبور خواهد شد.
هشدار: هرگز یک اوردر بلاک را فقط به این دلیل که تمیز به نظر میرسد ترید نکنید. اگر «جابجایی» (یک کندل بزرگ و پرقدرت) از آن زون خارج نشده باشد، احتمالاً آن سطح یک سطح نهادی نیست.
نقشه راه ترکیبی: نقشهبرداری از جنگل و شکار درختان
بنابراین، چگونه باید عملاً ترید کرد؟ نیازی نیست یک طرف را انتخاب کنید. شما از SMC برای «جنگل» (تصویر بزرگ) و از ICT برای «درختان» (ورود دقیق) استفاده میکنید.
مرحله ۱: استفاده از SMC برای چارچوب ساختاری

از رویکرد سادهشده SMC برای ترسیم روایت تایمفریم بالاتر (HTF) خود استفاده کنید.
۱. روند ۴ ساعته (BOS) را شناسایی کنید.
۲. آخرین «محدوده مورد نظر» (POI) ۴ ساعته را مشخص کنید.
۳. منتظر بمانید تا قیمت وارد آن POI شود.
مرحله ۲: استفاده از ICT برای اجرای دقیق
هنگامی که قیمت در زون SMC شما قرار گرفت، به نمودار ۱ دقیقه یا ۵ دقیقه بروید و به دنبال یک مدل اجرای ICT مانند سیلور بولت (Silver Bullet) بگردید. این شامل انتظار برای یک تغییر ساختار بازار (MSS) همراه با یک شکاف ارزش منصفانه (FVG) در طول یک کیلزون خاص است.
با لایهبندی ICT Silver Bullet Strategy روی یک زون ساختاری SMC، شما یک طرح با تلاقی (Confluence) بالا ایجاد میکنید. شما فقط یک «شکل» را ترید نمیکنید؛ بلکه یک تغییر ساختاری را در یک زمان خاص، درون یک محدوده مورد نظر در تایمفریم بالا ترید میکنید.
مثال: اگر XAUUSD (طلا) در نمودار ۴ ساعته صعودی است و به یک اوردر بلاک ۴ ساعته برخورد میکند، فوراً خرید نکنید. منتظر ماکرو ساعت ۱۰:۰۰ صبح EST بمانید، به دنبال یک MSS یک دقیقهای بگردید و روی FVG وارد شوید. این همان قدرت رویکرد ترکیبی «Power of 3» (تجمع، دستکاری، توزیع) در عمل است.
اجرای عملی: برنامه انتقال ۹۰ روزه شما
تبدیل شدن از یک «شکارچی الگو» به یک «متخصص نقدینگی» زمانبر است. شما میتوانید قوانین SMC را در یک هفته یاد بگیرید، اما ICT نیاز به «تیپ ریدینگ» (Tape Reading)—هنر تماشای ارائه قیمت در زمان واقعی بدون سوگیری اندیکاتورها—دارد.
منحنی یادگیری: هفتهها در مقابل ماهها
- هفتههای ۱ تا ۴: بر ساختار SMC مسلط شوید. یاد بگیرید BOS و POIها را با دقت ۸۰٪ شناسایی کنید.
- هفتههای ۵ تا ۸: عنصر «زمان» را وارد کنید. فقط در طول کیلزونهای لندن یا نیویورک ترید کنید. در ژورنال خود بنویسید که چه تعداد ستاپ «کامل» به دلیل اینکه خارج از این پنجرهها بودند، شکست خوردند.
- هفتههای ۹ تا ۱۲: ICT 2022 Mentorship را (که در یوتیوب رایگان است) به خصوص برای مدلهای ورود «تغییر ساختار بازار» و «شکاف ارزش منصفانه» مطالعه کنید.

تیپ ریدینگ: هنر فراموششده
روزانه ۳۰ دقیقه را صرف «تیپ ریدینگ» در نمودار ۱ دقیقه در زمان بازگشایی نیویورک کنید. ترید نکنید. فقط تماشا کنید که قیمت چگونه به سقفها و کفهای قدیمی واکنش نشان میدهد. به نشانههای High-Frequency Trading—جهشهای ناگهانی سرعت که FVGها را به جا میگذارند—توجه کنید. این «DNA» بازار است که هیچ نمودار استاتیک SMC نمیتواند به شما بیاموزد.
نتیجهگیری
بحث بین ICT و SMC یک دوگانه کاذب است. SMC یک زبان بصری و ساده ارائه میدهد که ساختار بازار را قابل فهم میکند، در حالی که ICT منطق عمیق الگوریتمی و دقت زمانی مورد نیاز برای تسلط واقعی بر پرایس اکشن را فراهم میکند. برای تریدر متوسط، مسیر سودآوری انتخاب یک طرف نیست، بلکه ترکیب آنهاست. با استفاده از SMC برای نقشهبرداری از ساختار بازار و ICT برای زمانبندی ورودهای خود در کیلزونهای خاص، شما از یک «شکارچی الگو» به یک «متخصص نقدینگی» تبدیل میشوید. در مسیر پیش رو، از خود بپرسید: آیا در حال ترید یک شکل روی نمودار هستید، یا در حال ترید ارائه قیمت در یک زمان خاص؟ از ابزارهای موجود در FXNX برای ردیابی این پنجرههای نقدینگی استفاده کنید و با ترید خود مانند یک پازل منطقی سطح بالا رفتار کنید.
آمادهاید تا نقشه راه ترکیبی را در عمل ببینید؟ «برگه تقلب اصطلاحات ICT در مقابل SMC و کیلزونها» را دانلود کنید و از همین امروز نمودارهای خود را با هر دو پارامتر ساختار و زمان علامتگذاری کنید.
سوالات متداول
آیا ICT برای تریدرهای مبتدی بهتر از SMC است؟
SMC به طور کلی برای مبتدیان مطلق بهتر است زیرا بصریتر بوده و پیچیدگی کمتری دارد. با این حال، با رسیدن به سطح متوسط، گنجاندن مفاهیم «زمان و قیمت» ICT برای دوری از تلههای رایج خردهفروشی ضروری است.
تفاوت اصلی بین ICT و SMC چیست؟
تفاوت اصلی در «زمان» است. در حالی که SMC تقریباً منحصراً بر الگوهای قیمتی مانند اوردر بلاکها تمرکز دارد، ICT تأکید میکند که این الگوها تنها زمانی احتمال موفقیت بالایی دارند که در پنجرههای الگوریتمی خاصی به نام کیلزون رخ دهند.
آیا میتوانم از SMC و ICT با هم استفاده کنم؟
بله، این به عنوان رویکرد ترکیبی (Hybrid) شناخته میشود. بسیاری از تریدرهای موفق از SMC برای ساختار بازار در تایمفریم بالا و از ICT برای اجرا در تایمفریم پایین و زمانبندی ورود استفاده میکنند.
چرا اوردر بلاکهای SMC من مدام شکست میخورند؟
بیشتر اوردر بلاکهای SMC شکست میخورند چون یا «القا» (تلههایی برای تریدرهای خرد) هستند و یا در «زمان مرده» ترید میشوند، یعنی زمانی که حجم نهادی برای حمایت از حرکت وجود ندارد.
همین حالا شروع کنید
با اسپرد ۰.۰ پیپ و بیش از ۵۰۰ ابزار معاملاتی، به هزاران تریدر حرفهای بپیوندید.
درباره نویسنده
