STP در مقابل ECN در مقابل مارکت میکر: رمزگشایی از واقعیت
آیا بروکر شما استاپهایتان را شکار میکند یا فقط در دفتر اشتباهی معامله میکنید؟ تفاوت بین STP، ECN و مارکت میکرها را در عصر مدرن هیبرید بیاموزید.
FXNX
writer

احتمالاً داستانهای اغراقآمیزی درباره مارکت میکرهای «شرور» شنیدهاید که به دنبال شکار استاپ لاسها هستند و ECNهای «خالص» که خط مستقیمی به بازار بینبانکی ارائه میدهند. اما اگر تا به حال دیدهاید که یک معامله با «اسپرد صفر» توسط کمیسیونها بلعیده شده یا در یک اتصال STP که ظاهراً «مستقیم» بوده دچار اسلیپیج شدهاید، میدانید که واقعیت بسیار پیچیدهتر است.
حقیقت این است که انتخاب دوتایی بین میز معاملاتی (Dealing Desk) و بدون میز معاملاتی (No Dealing Desk) متعلق به گذشته است. معاملهگر سطح متوسط امروزی باید در یک «واقعیت هیبرید» (Hybrid Reality) فعالیت کند؛ جایی که بروکرها سفارشهای شما را بر اساس میزان سمیت (toxicity)، حجم و استراتژی شما بین دفاتر مختلف جابجا میکنند. درک اینکه سیستم داخلی بروکر شما واقعاً چگونه کار میکند صرفاً یک بحث تئوریک نیست، بلکه تفاوت بین استراتژیای است که رشد میکند و استراتژیای که با هزاران هزینه پنهان از بین میرود.
فراتر از پلتفرم: سفارشهای شما چگونه به بازار میرسند
وقتی در پلتفرم خود روی «Buy» کلیک میکنید، سفارش شما فقط در یک ابر جادویی نقدینگی ناپدید نمیشود، بلکه مسیر بسیار مشخصی را دنبال میکند. این مسیر بر اساس اینکه بروکر شما از مدل میز معاملاتی (DD) یا بدون میز معاملاتی (NDD) استفاده میکند، تعیین میشود.
نگهبان میز معاملاتی (DD)
در مدل مارکت میکر یا میز معاملاتی، بروکر خودِ بازار شماست. آنها لزوماً برای سفارش خرید شما به دنبال فروشنده نمیگردند؛ بلکه خودشان طرف مقابل معامله شما قرار میگیرند. اگر شما سود کنید، آنها از جیب خودشان به شما پرداخت میکنند. اگر ضرر کنید، مارجین شما نزد آنها باقی میماند. اگرچه این موضوع شبیه به تضاد منافع به نظر میرسد (و میتواند باشد)، اما به آنها اجازه میدهد در زمانی که بازار واقعی آشفته است، نقدینگی فراهم کنند.
خط لوله بدون میز معاملاتی (NDD): STP و ECN
بروکرهای NDD به عنوان واسطه عمل میکنند. آنها از دو فناوری اصلی برای هدایت معاملات شما استفاده میکنند:
- STP (Straight Through Processing): این مدل را مانند یک پل در نظر بگیرید. سفارش شما مستقیماً به مجموعهای از تأمینکنندگان نقدینگی (بانکها، صندوقهای پوشش ریسک) ارسال میشود. بروکر به سادگی مقدار کمی مارکآپ به اسپرد اضافه کرده و سفارش را بدون دخالت دستی عبور میدهد.
- ECN (Electronic Communication Network): این «دموکراتیکترین» مدل است. ECN یک مرکز دیجیتال غولپیکر است که در آن همه شرکتکنندگان (بانکها، معاملهگران خرد، مؤسسات) در مقابل یکدیگر معامله میکنند. شما قیمت «خالص» بازار را میبینید، اما برای امتیاز دسترسی به آن، یک کمیسیون ثابت پرداخت میکنید.
نکته حرفهای: مدلهای NDD عموماً تأخیر (latency) کمتری دارند، اما در برابر گپهای بازار آسیبپذیرتر هستند. اگر در قیمت مورد نظر شما در یک ECN نقدینگی وجود نداشته باشد، سفارش شما اجرا نمیشود؛ در حالی که یک مارکت میکر ممکن است برای حفظ رضایت مشتری، همچنان سفارش شما را اجرا کند.
واقعیت A-Book در مقابل B-Book: چرا تضاد منافع همیشه بد نیست

شاید شنیده باشید که «A-Book» خوب و «B-Book» بد است. در واقعیت، اکثر بروکرهای مدرن از هر دو استفاده میکنند. این همان مدل هیبرید است.
رمزگشایی از B-Book (مارکت میکینگ)
B-booking صرفاً به معنای داخلیسازی ریسک است. اگر یک بروکر 1,000 مشتری داشته باشد که EUR/USD میخرند و 1,000 مشتری که آن را میفروشند، میتواند آن سفارشها را به صورت داخلی با هم تطبیق دهد. آنها اسپرد را از هر دو طرف بدون هیچ ریسک بازاری جمعآوری میکنند. این روش کارآمد است و اغلب منجر به اجرای سریعتر برای معاملهگر میشود.
A-Book و مدل هیبرید
بروکرها از الگوریتمهای پیشرفتهای برای تحلیل پروفایل معاملاتی شما استفاده میکنند. اگر شما به طور مداوم سودده هستید یا با حجمهای بسیار بالا معامله میکنید، آنها شما را به A-Book منتقل میکنند و معاملاتتان را به تأمینکنندگان خارجی میفرستند تا از خود در برابر سود شما محافظت کنند. اگر شما یک معاملهگر «نویز» هستید (لاتهای کوچک، نتایج ناهماهنگ)، شما را در B-Book نگه میدارند.
فیلتر «جریان سمی» (Toxic Flow)
بروکرها از «جریان سمی» متنفرند؛ استراتژیهایی مانند آربیتراژ تأخیر (latency arbitrage) که از کندی قیمتدهی بروکر سوءاستفاده میکنند. اگر استراتژی شما سمی به نظر برسد، احتمالاً خود را در محیط اجرایی با اسلیپیج بالاتر یا ریکوتهای (requotes) مکرر خواهید یافت. درک این موضوع به شما کمک میکند بفهمید چرا مدیریت دراوداونها به همان اندازه که برای محافظت از سرمایه شماست، برای محافظت از اعتبار شما نزد بروکر نیز اهمیت دارد.
مثال: تصور کنید 0.01 لات معامله میکنید. ارسال این حجم به یک بانک سطح ۱ (Tier-1) برای بروکر هزینهای بیشتر از اسپردی که کسب میکند، دارد. با B-book کردن میکرو لات شما، بروکر در هزینهها صرفهجویی کرده و شما اجرای آنی دریافت میکنید. این یک معامله برد-برد است، به شرطی که بروکر معتبر باشد.
اسپرد، کمیسیون و DOM: محاسبه هزینه واقعی معامله
معاملهگران سطح متوسط اغلب روی اسپرد تمرکز میکنند، اما این فقط نیمی از ماجراست.
اسپرد ثابت در مقابل متغیر

مارکت میکرها اغلب اسپرد ثابت ارائه میدهند (مثلاً 1.5 پیپ روی EUR/USD بدون توجه به اخبار). این برای مبتدیانی که به دنبال پیشبینیپذیری هستند عالی است. با این حال، ECNها اسپرد متغیر خالص ارائه میدهند که در زمان نقدینگی بالا میتواند تا 0.0 پیپ کاهش یابد، اما یک کمیسیون (معمولاً 3 تا 7 دلار در هر لات) به آن اضافه میکنند.
محاسبات ECN
بیایید محاسبه کنیم. اگر 1 لات استاندارد EUR/USD معامله کنید:
- مارکت میکر: 1.2 پیپ اسپرد = 12 دلار هزینه.
- ECN: 0.1 پیپ اسپرد + 7 دلار کمیسیون = 8 دلار هزینه.
در این سناریو، ECN ارزانتر است. اما اگر اسپرد ECN در زمان انتشار خبر به 0.8 پیپ افزایش یابد، هزینه شما به 15 دلار (8 + 7) میرسد که اسپرد ثابت مارکت میکر را جذابتر میکند.
عمق بازار (DOM)
یکی از مزایای اصلی ECNها شفافیت است. شما اغلب میتوانید عمق بازار (Depth of Market) را ببینید که دقیقاً نشان میدهد چه تعداد لات در سطوح مختلف قیمتی موجود است. این برای معاملهگران با حجم بالا که باید بدانند آیا سفارش 50 لاتی آنها قیمت را علیه آنها جابجا میکند یا خیر، حیاتی است. اگر هنوز از حجمهای استاندارد استفاده میکنید، بررسی کنید که آیا واقعاً از این دادهها استفاده میکنید یا فقط هزینه «برچسب» ECN را میپردازید. برای اطلاعات بیشتر، بررسی کنید که چرا باید معامله با لاتهای استاندارد را متوقف کنید.
«Last Look» و اسلیپیج: پیمایش در خطرات اجرا
در دنیای NDD، همیشه قیمت مشاهده شده تضمین نمیشود. اینجاست که اسلیپیج در فارکس به یک فاکتور مهم تبدیل میشود.
جنجال «Last Look»

در محیطهای STP/ECN، تأمینکنندگان نقدینگی (بانکها) اغلب حق «Last Look» دارند. این به آنها چند میلیثانیه فرصت میدهد تا به سفارش شما نگاه کنند و اگر قیمت علیه آنها حرکت کرده باشد، آن را رد کنند. به همین دلیل است که ممکن است حتی در یک اتصال «مستقیم»، ریکوت ببینید یا در قیمتی بدتر معاملهتان باز شود.
اسلیپیج مثبت در مقابل منفی
- اسلیپیج منفی: میخواهید در 1.0850 خرید کنید، اما معامله در 1.0852 باز میشود.
- اسلیپیج مثبت: میخواهید در 1.0850 خرید کنید، اما افت ناگهانی قیمت باعث میشود در 1.0848 وارد معامله شوید.
بروکرهای معتبر ECN/STP اسلیپیج مثبت را به شما منتقل میکنند. مارکت میکرهای غیرصادق ممکن است این تفاوت را برای خود بردارند و معامله شما را در همان قیمت درخواستی باز کنند، حتی اگر بازار به نفع شما حرکت کرده باشد.
تناسب استراتژی و بروکر: چگونه اجرای خود را ممیزی کنید
استراتژی شما باید مدل بروکر را تعیین کند، نه برعکس.
بهترین مدلها برای سبک شما
- اسکالپرها و HFT: شما به ECN نیاز دارید. هر بخش کوچکی از پیپ اهمیت دارد و به کمترین تأخیر ممکن نیاز دارید.
- سوئینگ تریدرها: یک مارکت میکر معتبر یا بروکر STP اغلب بهتر است. اگر هدف شما 200 پیپ است، تفاوت 0.5 پیپ در اسپرد برایتان اهمیت چندانی ندارد و از نبود کمیسیون و پتانسیل اجراهای «تضمین شده» روی استاپها بهرهمند میشوید.
- معاملهگران اخبار: در STP/ECN مراقب باشید زیرا اسپردها میتوانند منفجر شوند. یک بروکر هیبرید با «محافظت در برابر اسلیپیج» ممکن است امنتر باشد.

ممیزی اجرا
آیا به شکل بدی در «B-Book» قرار گرفتهاید؟ به این نشانهها توجه کنید:
- تأخیر ناگهانی: اجرای معاملات شما که قبلاً 50 میلیثانیه طول میکشید، اکنون 500 میلیثانیه زمان میبرد.
- اسلیپیج نامتقارن: همیشه دچار اسلیپیج منفی میشوید و هرگز اسلیپیج مثبت ندارید.
- اسپایکهای قیمتی: استاپ شما توسط یک «سایه» (wick) زده میشود که در پلتفرمهای دیگر وجود ندارد.
نکته حرفهای: از استراتژیهای استاپ لاس داینامیک استفاده کنید تا افزایش اسپرد در زمان Rollover یا اخبار را، بدون توجه به مدل بروکرتان، لحاظ کنید.
نتیجهگیری: یافتن جایگاه خود در ساختار بازار
جستجو برای مدل بروکر «ایدهآل» یک انحراف است؛ هدف یافتن مدلی است که مکمل مزیت معاملاتی (edge) خاص شما باشد. ما از دورانی که مارکت میکرها تبهکاران این صنعت بودند، عبور کردهایم. در فضای هیبرید مدرن، یک مارکت میکر معتبر میتواند ثباتی را که یک سوئینگ تریدر نیاز دارد فراهم کند، در حالی که یک ECN قدرتمند تنها خانه برای یک اسکالپر با فرکانس بالاست.
مهمترین نکته این است که شما در یک تجربه ثابت قفل نشدهاید؛ با رشد موجودی و تکامل استراتژی شما، نحوه برخورد بروکر با جریان معاملاتی شما تغییر خواهد کرد. هوشیار بمانید، گزارشهای اجرای خود را به طور منظم ممیزی کنید و اگر ساختار بروکر دیگر از عملکرد شما پشتیبانی نمیکند، از انتقال سرمایه خود نترسید.
آیا در حال حاضر در دفتری معامله میکنید که با استراتژی شما همخوانی دارد، یا هزینهای برای «شفافیتی» میپردازید که واقعاً از آن استفاده نمیکنید؟
مرحله بعدی: «چکلیست ممیزی اجرای بروکر» ما را دانلود کنید تا 50 معامله اخیر خود را تحلیل کرده و ببینید آیا هزینههای اسلیپیج و اسپرد شما با وعدههای بروکرتان همخوانی دارد یا خیر. اگر به دنبال ابزارهای سطح سازمانی برای نظارت بر اجرای خود در لحظه هستید، همین امروز مجموعه تحلیلی FXNX را بررسی کنید.
سوالات متداول
چگونه میتوانم بفهمم که بروکر من به جای رویکرد خالص ECN یا Market Maker، از یک مدل ترکیبی (Hybrid) استفاده میکند؟
اکثر بروکرها صراحتاً خود را به عنوان ترکیبی معرفی نمیکنند، اما میتوانید با نگاه کردن به تنوع حسابهای پیشنهادی آنها، این موضوع را تشخیص دهید. اگر بروکری هم حسابهای "Standard" بدون کمیسیون و هم حسابهای "Raw" با اسپرد کم و کارمزد ارائه میدهد، احتمالاً حسابهای خرد کوچکتر را در B-book قرار داده و معاملهگران حرفهای با حجم بالا را به A-book منتقل میکند.
آیا یک بروکر B-Book (Market Maker) همیشه برای یک معاملهگر سودآور انتخاب بدی است؟
لزوماً خیر، تا زمانی که بروکر دارای رگولاتوری معتبر باشد و در دورههای نوسان بالای بازار، اجرای (execution) پایداری را ارائه دهد. با این حال، اگر به طور مداوم برای سودهای 2-3 پیپی اسکالپ میکنید، یک بروکر B-Book ممکن است در نهایت برای محافظت از سودآوری خود، شما را به مدل A-Book منتقل کند که میتواند منجر به سرعت اجرای پایینتر شود.
دقیقاً چه چیزی "toxic flow" محسوب میشود و آیا استراتژی معاملاتی دستی من ممکن است علامتگذاری شود؟
منظور از Toxic flow، استراتژیهای فرکانس بالا (high-frequency) یا آربیتراژ تأخیری (latency-arbitrage) است که از فید قیمتی بروکر، پیش از آنکه بتواند پوزیشن را در بازار پایه پوشش ریسک (hedge) کند، سوءاستفاده میکنند. معاملهگران سوئینگ (swing traders) خرد و سرمایهگذاران بلندمدت تقریباً هرگز علامتگذاری نمیشوند؛ این عمدتاً رباتهای خودکار فوقسریع یا الگوریتمهای "news-fading" هستند که این فیلترهای داخلی را فعال میکنند.
هنگام محاسبه هزینهها، پرداخت کمیسیون بهتر است یا اسپرد ثابت و گستردهتر؟
برای معاملهگران فعال، یک اسپرد خام ECN به میزان 0.1 پیپ به علاوه 7$ کمیسیون برای هر دور معامله (round turn)، به مراتب ارزانتر از یک اسپرد ثابت 1.5 پیپی است. در یک معامله استاندارد 1 لاتی EUR/USD، مدل کمیسیونی تقریباً 8$ هزینه دارد، در حالی که اسپرد ثابت 15$ هزینه خواهد داشت که عملاً هزینههای جانبی تراکنش شما را تا نزدیک به 50% کاهش میدهد.
چگونه میتوانم تأثیر "Last Look" و اسلیپیج (slippage) منفی را در زمان اخبار به حداقل برسانم؟
برای جلوگیری از خطرات مربوط به اجرا، به جای دستورات "Market" از دستورات "Limit" استفاده کنید تا مطمئن شوید معامله شما فقط در قیمت درخواستی یا بهتر از آن انجام میشود. همچنین باید گزارشهای معاملاتی خود را بررسی کنید؛ اگر به طور مداوم اسلیپیج منفی بیش از 0.5 پیپ را در یک جفتارز اصلی مانند GBP/USD تجربه میکنید، ممکن است زمان آن رسیده باشد که به بروکری با استخر نقدینگی (liquidity pool) شفافتر نقل مکان کنید.
همین حالا شروع کنید
با اسپرد ۰.۰ پیپ و بیش از ۵۰۰ ابزار معاملاتی، به هزاران تریدر حرفهای بپیوندید.
درباره نویسنده
