ماشینحساب نسبت ریسک/ریوارد فارکس
ورود، حد ضرر و حد سود خود را وارد کنید تا فوراً نسبت ریسک/ریوارد، R-multiple و دقیقترین نرخ بُردی که برای سربهسر شدن لازم دارید را ببینید.
How it’s calculated
- RRR = |TP − entry| ÷ |entry − SL|
- breakeven win rate = 1 ÷ (1 + RRR)
این ماشینحساب چه کاری انجام میدهد
نسبت ریسک/ریوارد (RRR) اندازه میگیرد که در یک معامله چقدر میتوانید به دست آورید در برابر چقدری که برای فهمیدنش ریسک میکنید. این ابزار سه قیمت را از چارت شما میخواند — ورود (entry)، حد ضرر (stop-loss یا SL) و حد سود (take-profit یا TP) — بهعلاوهی جهت معامله (buy یا sell)، و دو عددی را برمیگرداند که پیش از فشردن دکمه اهمیت دارند:
- نسبت ریسک/ریوارد، که بهصورت
1:Rبیان میشود، که در آن R ریوارد شما بر حسب واحدهای ریسک است (همان R-multiple شما). - نرخ بُرد سربهسر — حداقل درصدی از معاملات که باید با این نسبت ببرید، صرفاً برای اینکه ضرر نکنید.
این یک ابزار خالص برنامهریزی است: نیازی به موجودی، حجم lot یا ارزش pip نیست. فاصلهی ورود تا حد ضرر، ریسک شماست؛ فاصلهی ورود تا هدف، ریوارد شماست.
فرمول
این نسبت برابر است با فاصلهی قدرمطلق ریوارد تقسیم بر فاصلهی قدرمطلق ریسک:
RRR = |TP - entry| / |entry - SL|استفاده از قدرمطلق باعث میشود همین یک فرمول هم برای long و هم برای short کار کند. برای یک buy، ریسک = entry − SL و ریوارد = TP − entry؛ برای یک sell، ریسک = SL − entry و ریوارد = entry − TP. در هر حالت ریوارد را بر ریسک تقسیم میکنید.
نرخ بُرد سربهسر مستقیماً از همین نسبت بیرون میآید. برای سربهسر شدن، ارزش انتظاری باید صفر باشد: winRate x reward = (1 − winRate) x risk. با حل بر حسب نرخ بُرد و جایگذاری R = reward/risk، به فرم تمیزی که این ابزار استفاده میکند میرسیم:
breakevenWinRate = 1 / (1 + RRR)RRR بالاتر یعنی نرخ بُرد موردنیاز کمتر. این تمام نکتهی معاملات نامتقارن است: میتوانید بیشتر از آنکه درست عمل کنید اشتباه کنید و باز هم سرانجام جلو بیفتید.
مثال حلشده
شما روی EURUSD در قیمت ورود 1.1000 وارد یک پوزیشن long میشوید، با حد ضرر در 1.0950 و حد سود در 1.1100.
- ریسک = entry − SL = 1.1000 − 1.0950 = 0.0050 (50 pip)
- ریوارد = TP − entry = 1.1100 − 1.1000 = 0.0100 (100 pip)
- RRR = 0.0100 / 0.0050 = 2.0، یعنی 1:2
حالا نرخ بُرد سربهسر:
breakevenWinRate = 1 / (1 + 2.0) = 0.3333 = 33.3%پس با نسبت 1:2 فقط کافی است حدود یک معامله از هر سه را ببرید تا سربهسر شوید. اگر بیش از 33.3% مواقع ببرید، استراتژی پیش از کسر هزینهها سودآور است. یک معاملهی 1:3 رقم سربهسر را به 25% کاهش میدهد؛ یک معاملهی 1:1 آن را دوباره به 50% بالا میبرد.
حالتهای خاص و دامها
- حد ضرر روی قیمت ورود، ریاضیات را خراب میکند. اگر SL برابر entry باشد، ریسک صفر است و نسبت تعریفنشده میشود (تقسیم بر صفر). هر معامله به یک حد ضرر واقعی در فاصلهای معنادار نیاز دارد — چیزی به نام هدف رایگان و بدونریسک وجود ندارد.
- این نسبت چیزی دربارهی احتمال نمیگوید. یک RRR زیبای 1:5 بیارزش است اگر قیمت تقریباً هیچگاه آنقدر پیش از برگشت پیش نرود. نرخ بُرد سربهسر کفی است که باید از آن عبور کنید؛ به شما نمیگوید که آیا اج (edge) شما واقعاً از آن عبور میکند یا نه. این را با اهداف واقعبینانهای که از ساختار یا نوسان بازار گرفته شدهاند جفت کنید، نه اعداد رند آرزویی.
- هزینهها نسبت واقعی را میخورند. اسپرد، کمیسیون و سوآپ شبانه از ریوارد شما کسر و به ریسک شما افزوده میشوند. روی حد ضررهای تنگ، این اصطکاکها میتوانند بیسروصدا یک طرح 1:2 را به چیزی نزدیکتر به 1:1.7 تبدیل کنند، که نرخ بُرد سربهسر واقعی شما را بالا میبرد. محاسبه روی اسپردهای raw، فاصلهی میان نسبت برنامهریزیشده و محققشده را کوچک نگه میدارد — یکی از دلایلی که اسکالپرها شرایط اسپرد raw در NX Pro را ترجیح میدهند.
چرا معاملهگران از یک حداقل RRR استفاده میکنند
بیشتر معاملهگران منضبط فارکس 1:2 را بهعنوان یک کف در نظر میگیرند و ستاپهای زیر 1:1 را قاطعانه رد میکنند. دلیلش مکانیکی است، نه خرافی: با نسبت پایین به یک نرخ بُرد طاقتفرسا نیاز دارید تا دوام بیاورید، و یک رشته معاملهی انتقامجویانه میتواند یک ماه بُردهای کوچک را پاک کند. قفل کردن یک حداقل RRR در طرحتان، «آیا این معامله ارزشش را دارد؟» را به عددی تبدیل میکند که پیش از ورود بررسی میکنید، نه حسی که پس از واقعه برایش توجیه میتراشید.
FXNX این ماشینحسابهای رایگان را میسازد تا بتوانید پیش از ریسک کردن حتی یک سنت، یک معامله را اندازهگذاری و تست استرس کنید — سپس آن را روی حسابهای NX با وجوه تفکیکشده و محافظت در برابر ماندهی منفی اجرا کنید.
Frequently asked questions
نسبت ریسک/ریوارد خوب در فارکس چقدر است؟
بیشتر معاملهگران 1:2 را حداقل عملی میدانند و از ستاپهای زیر 1:1 پرهیز میکنند. در 1:2 فقط کافی است حدود 33% معاملات را ببرید تا سربهسر شوید، که فضای کافی برای اشتباههای مکرر و در عین حال سودآوری باقی میگذارد. کف مناسب به نرخ بُرد واقعبینانهی استراتژی شما بستگی دارد.
نسبت ریسک/ریوارد را چطور محاسبه میکنند؟
فاصلهی ریوارد را بر فاصلهی ریسک تقسیم کنید: RRR = |take-profit - entry| / |entry - stop-loss|. برای مثال، ریسک کردن 50 pip برای کسب 100 pip برابر است با 100/50 = 2 که بهصورت 1:2 نوشته میشود. همین فرمول برای معاملات long و short یکسان کار میکند.
برای نسبت ریسک/ریوارد 1:3 به چه نرخ بُردی نیاز دارم؟
از فرمول نرخ بُرد سربهسر = 1 / (1 + RRR) استفاده کنید. برای 1:3 این مقدار 1/(1+3) = 0.25 است، پس فقط کافی است کمی بیش از 25% معاملات را ببرید تا سربهسر شوید. هر چیزی بالاتر از 25% پیش از هزینههای اسپرد، کمیسیون و سوآپ سودآور است.
آیا نسبت ریسک/ریوارد به حجم lot یا موجودی حساب بستگی دارد؟
خیر. این نسبت صرفاً فاصلهی قیمتی از ورود تا هدف در برابر ورود تا حد ضرر است، بنابراین حجم lot و موجودی آن را تغییر نمیدهند. اینها فقط مبلغ دلاری در معرض ریسک را مقیاس میکنند. برای تبدیل این نسبت به پول واقعی از ماشینحساب حجم پوزیشن استفاده کنید.
چرا نرخ بُرد سربهسر من از چیزی که فرمول نشان میدهد بالاتر است؟
معمولاً مقصر هزینههای معاملاتی است. اسپرد، کمیسیون و سوآپ شبانه ریوارد مؤثر شما را کوچک و ریسک مؤثرتان را بزرگتر میکنند، نسبت تحققیافته را پایین میآورند و نرخ بُردی که واقعاً به آن نیاز دارید را بالا میبرند. اسپردهای raw تنگتر، نسبت برنامهریزیشده و محققشده را به هم نزدیکتر نگه میدارند.
CFDها ریسک دارند. سرمایه در معرض ریسک است. تحت نظارت MISA. +۱۸ · مجوز MISA به شماره BFX2025082 · Saint Lucia 2025-00128